فایلهای مفید

فروش محصولات دانلودی و بازاریابی فایل سرو

فایلهای مفید

فروش محصولات دانلودی و بازاریابی فایل سرو

دانلود کارآفرینی طرح تولید کلید و پریز 41 ص

دانلود کارآفرینی طرح تولید کلید و پریز 41 ص تحقیق کارآفرینی طرح تولید کلید و پریز 41 ص مقاله کارآفرینی طرح تولید کلید و پریز 41 ص کارآفرینی طرح تولید کلید و پریز 41 ص
دسته بندی برنامه نویسی
فرمت فایل zip
حجم فایل 31 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 59
دانلود کارآفرینی طرح تولید کلید و پریز 41 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 59 صفحه

مقـدمه زندگی انسان امروز با صنعت آمیخته شده است .
صنعت انسان کاربرد فراوانی در زندگی او دارد.
انسان هر چه بیشتر برای راحتی خود دست به اختراع و تولید وسایل کرده است .
اکنون در اجتماع بخشی از مردم تولید کننده و بخشی مصرف کننده هستند.
تولید کردن وسیلة مورد نیاز بایستی اصولی و بر پایه و مبنا بوده تا وسیله تولید شده هر چه بهتر و نیز تولید کننده آن زیان ندهد.
این گونه تولید باعث رشد اقتصاد یک جامعه و در نتیجه بالاتر آمدن سطح آن جامعه می باشد.
به امید فردایی بهتر پیشگفتار در این طرح سعی شده تا مروری هر چند مختصر بر مراحل راه اندازی یک واحد تولیدی (تولید کلید و پریز) باشد.
امروزه صنعت کاران کشور ما با تلاش و جستجوی فراوان توانسته اند این محصول را که مورد نیاز یک ساختمان است و مردمی که از آن استفاده می کنند به طور صحیح و کاربردی بسازند، البته ساخت این قطعه هنوز با استانداردهای جهانی فاصله زیادی دارد اما در همین حد که توانسته اند به خود کفایی برسند و وارد کردن این قطعه ی کوچک اما پر زحمت را در کشور میسر سازند خود یک موهبت محسوب می شود .
این عمل توانسته است حداقل در مورد این مقوله ارز کشور را خارج نکنند و مردم با خرید ارزان این قطعه ساختمان خود را تکمیل کرده باشند.
تعریف محصول از نظر مشخصات ظاهری و شکل ، فرمول ، حد استاندارد و … کلید و پریز و قطعات همردیف چون دو شاخه اجزای الکتریکی هستند که وظیفه آنها قطع و وصل جریان الکتریکی تا سطح پتانسیل 500 می باشد.
جنس بدنه آنها از باکالیت است رنگ آن کرم روشن و بصورت یک عایق الکتریکی عمل می کند .
ابعاد کلید و پریز 8 × 8 سانتیمتر مربع ، وزن آن 75 ـ 55 گرم است.
حداکثر جریان الکتریکی قابل تحمل آن 25 آمپر است.
از نظر استاندارد باید طوری باشد که کلیه آزمایشات هدایت جریان الکتریکی ـ عایق بودن بدنه در برابر جریان نشتی و … کار مطمئن آنها را ایجاب کند و در استعمال عادی آن خطری احساس نشود .
نشانه های معرف کلید و پریز و دو شاخه از نظر جریان الکتریکی و سطح ولتاژ و یا علائم تجاری آن باید طوری باشد که قابل رویت باشد .
از نظر ابعاد رعایت استاندارد ضروری است و کلید و پریز دیگر ابزارهای الکتریکی باید طوری ساخته شوند که پس از نصب قسمتهای برق دار آنها در دسترس نباشد ، عمر مفید آن با توجه به میزان استفاده الکتریکی از آن 10 ـ 5 سال می باشد.
مواد مصرف و کاربرد محصول یا محصولات تولیدی ابزار الکتریکی که وظیفه قطع و وصل جریانهای الکتریکی را بعهده دارند .
کالاهای رقیب و یا کالای جانشین کیفیت آنها : کالاهای رقیب طیف گسترده ای دارند که تفاوت آنها با کالای طراحی شده عمدتاً شامل 2 بخش است .
بخش اول مربوط به نوع ترکیبات جدید مواد می باشد که می تواند از انواع پلی مریزاتها ـ پلی کندنساتها ـ مواد عایقی هتروگن سرامیکی ، آلیاژهای با تلفات حرارتی کمتر از مس و …… می باشد و بخش دوم که شاید نقش با اهمیت تری نسبت به بخش اول دارد مربوط به استفاده از تکنولوژی ماشین پیشرفته تر است.
بررسی کالبدی گرچه در ساختمان کلیدهایی که امروزه در تاسیسات الکتریکی مورد استفاده قرار می گیرند تغییرات زیادی به منظور هماهن


دانلود کارآفرینی طرح تولید سوسیس و کالباس 31 ص

دانلود کارآفرینی طرح تولید سوسیس و کالباس 31 ص تحقیق کارآفرینی طرح تولید سوسیس و کالباس 31 ص مقاله کارآفرینی طرح تولید سوسیس و کالباس 31 ص کارآفرینی طرح تولید سوسیس و کالباس 31 ص
دسته بندی برنامه نویسی
فرمت فایل zip
حجم فایل 69 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 29
دانلود کارآفرینی طرح تولید سوسیس و کالباس  31 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 29 صفحه

فهرست مطالب شرح صفحه فصل اول جدول نتایج چکیده طرح 2 فصل دوم کلیات در راستای شناسائی محصول و 3 مقدمه 1-2 تعریف ، ویژگیها و مشخصات فنی محصول از نظر شکل ظاهری ، طبقه بندی و.
.
.
.
4 2-2 چگونگی و میزان بکارگیری بعنوان کالای نهایی یا واسطه ای 5 3-2 ارائه دیدگاههای کلی در مورد قیمت و امکان فروش 5 فصل سوم بررسی و برآوردهای فنی 6 1-3 ارزیابی روشهای مختلف تولیدی وگزینش روش بهینه 6 2-3 تشریح دقیق و جامع فرآیند تولید 6 3-3 مسیر فرآیند و نمودار گردش مواد 8 4-3 بررسی مناطق و مراحل و شیوه های کنترل کیفیت 10 5-3 تعیین و محاسبه ظرفیت برنامه تولید و شرایط عملکرد واحد 12 6-3 ذکر نام اصلی و تجاری همراه با مشخصات فنی منابع تامین و .
.
.
14 7-3 بررسی و تحقیق در خصوص تعداد و مشخصات فن دستگاهها و تجهیزات خط تولید 16 8-3 تعیین مشخصات خدمات مورد نیاز و تاسیسات عمومی 18 9-3 تجزیه و تحلیل و محاسبه تعداد نیروی انسانی 19 10-3 محاسبه کلیه سطح زیربنای لازم برای سالن تولید انبارها تاسیسات و .
.
.
20 فصل چهارم بررسی های مالی و اقتصادی 23 1-4 تدوین و تشریح و جداول هزینه های اصلی واحد 23 2-4 تدوین و تشریح و جداول هزینه های سرمایه ای واحد 24 3-4 برآورد دارائیهای ثابت سرمایه در گردش کل سرمایه گذاری 26 4-4 هزینه های استهلاک و تعمیر و نگهداری عملیاتی و غیر عملیاتی 28 5-4 برآورد کل هزینه های ثابت تولید و هزینه های متغیر تولید 28 6-4 محاسبه قیمت فروش بر اساس سود منطقی و قابل انتظار 29 7-4 تعیین شاخص های اقتصادی ازجمله ارزش افزوده سهم منابع داخلی و .
.
.
29 جدول نتایج چکیده طرح ردیف موضوعات  1-1 مشخصه طرح : عنوان : طرح تولید سوسیس و کالباس تعریف : سوسیس و کالباس فرآورده های گوشتی حاوی نمک و چاشنی می باشد که در یک لفاف استوانه ای بسته بندی شده اند .
ظرفیت تولید : 2700 تن در سال انواع سوسیس و کالباس  2-1 فرآیند تولید :بعد از آماده سازی مواد اولیه عمل اختلاط طبق فرمولاسیون صورت گرفته سپس به قسمت پرکن و بعد از آن به بخش پخت یا دود خواهد رفت سپس سرد شده وبسته بندی میگردد.
 3-1 شرایط عملیاتی : تعداد روز کاری : 270 روز تعداد شیفت : یک شیفت ساعت کارکرد روزانه : 8 ساعت درصد تامین مواد اولیه داخلی : 95% خارجی : 5%  4-1 تعداد کارکنان : مدیریت : 1 نفر مهندس : 2 نفر پرسنل تولیدی : 20 نفر تکنیسین : 2نفر پرسنل اداری: 5 نفر کل پرسنل واحد: 30 نفر  5-1 تاسیسات زیر بنائی : توان برق : 300 آمپر مقدار آب مصرفی روزانه : 16 M3 سوخت مصرفی روزانه :  6-1 دستگاهها و تجهیزات خط تولید بخش تامین داخلی : 2230725 ریال بخش تامین ارزی : __ د


دانلود کارآفرینی طرح توجیهی شاد گل 58 ص.Doc

دانلود کارآفرینی طرح توجیهی شاد گل 58 صDoc تحقیق کارآفرینی طرح توجیهی شاد گل 58 صDoc مقاله کارآفرینی طرح توجیهی شاد گل 58 صDoc کارآفرینی طرح توجیهی شاد گل 58 صDoc
دسته بندی برنامه نویسی
فرمت فایل zip
حجم فایل 134 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 59
دانلود کارآفرینی طرح توجیهی  شاد گل  58 ص.Doc

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 59 صفحه

فرم اطلاعاتی طرحهای مربوط به متقاضیان تسهیلات بانکی              1- مشخصات متقاضی           نام شرکت :شرکت صنایع غذایی شادگل              شماره: 28/2/1378         تاریخ ثبت : 1135 نیشابور    نوع فعالیت : تولیدی          تبیین در خواست متقاضی :   2- معرفی طرح :          1-2- نام طرح :   روغن نباتی جامد شادگل      2-2- هدف از اجرای طرح :  واحد تصفیه روغن نباتی خام و تولید روغن نباتی جامد   3-2- مشاور- مشاوران طرح :  مشاور صنعتی سها طوس    4-2- نوع تولید/ تولیدات طرح :  روغن نباتی جامد - گاز اکسیژن - خمیر صابون    5-2- ظرفیت تولیدی طرح :   در سال 30000 تن روغن نباتی جامد     6-2- پیش بینی نیاز بازار : با توجه به نیاز داخلی کشور و شرایط فراهم شده برای صادرات توسط دولت محترم این واحد میتواند بخشی از نیاز جامعه را فراهم کند.
   7-2- میزان رقابتی بودن تولیدات : با توجه به نیاز جامعه بحث رقابت در بازار جایگاهی ندارد    8-2- میزان کل سرمایه گذاری ثابت طرح :  64,193,131 هزار ریال       9-2- سرمایه در گردش طرح :  18,152,169 میلیون ریال                 10-2- مجوزهای اخذ شده :          الف : اعلامیه تاسیس 28084/2 مورخ 4/2/82         ب :          ج :          11-2- دوره اجرای طرح : حداکثر 21 ماه         12-2- چگونگی پیش بینی تأمین منابع مالی طرح :        20% سرمایه گذاری متقاضی و 80 % تسهیلات تبصره ای .
       13-2- دوره بازپرداخت تسهیلات دریافتی ازآغازبهره برداری 3سال         14 -2- سود مورد انتظار متقاضی 1267 میلیون ریال          15-2- نرخ بازگشت سرمایه 20%          16-2- وثیقه پیشنهادی متقاضی محل اجرای طرح و ماشین آلات          مقدمه روغنها و چربی های خوراکی بخش عمده ای از ترکیب مواد غذایی و غذای مصرفی روزانه را به خود اختصاص می دهند .
رشد سریع جمعیت و نیاز به افزایش هر چه بیشتر تولید از یک سو و عدم استقلال صنایع روغن کشور از برخی لحاظ نظیر مواد اولیه ، ماشین آلات و یا کاتالیست ، خاک رنگبر و غیره از سوی دیگر ، مشکلات روز افزونی را سبب شده است که حل آنها منوط به انجام فعالیت های گسترده و تلاش بیشتر از جانب محققین ، متخصصین و مسئولین امر در این زمینه است .
روغن کشی از دانه های روغنی به وسیله چرخهای اعصاری در ایران ، از قرنها پیش مرسوم بوده و بیشتر مصرف دارویی داشته است .
مصرف روغن نباتی به عنوان یک ماده غذایی به همراه دیگر محصولاتی نظیر برنج و آرد ، از سال 1325 معمول شده است .
مردم ایران در بدو امر با اکراه و از روی ناچاری به استفاده از روغن نباتی مبادرت می نمودند و آن را فاقد مواد مورد نیاز بدن دانسته ، حتی مصرف آن را مضر می دانستند ، تا این که به تدریج با آگاهی از ترکیبات و خواص مواد تشکیل دهنده روغن نباتی ، به مصرف آن روی آوردند و در


دانلود کارآفرینی طراحی سردخانه عمومی شهر طبس 18 ص

دانلود کارآفرینی طراحی سردخانه عمومی شهر طبس 18 ص تحقیق کارآفرینی طراحی سردخانه عمومی شهر طبس 18 ص مقاله کارآفرینی طراحی سردخانه عمومی شهر طبس 18 ص کارآفرینی طراحی سردخانه عمومی شهر طبس 18 ص
دسته بندی برنامه نویسی
فرمت فایل zip
حجم فایل 73 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 19
دانلود کارآفرینی طراحی سردخانه عمومی شهر طبس 18 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 19 صفحه

مقدمه قرار است سردخانه ای در شهر طبس برای تأمین 000/45 نفر ساخته شود.
در این سردخانه گوشت گاو و گوسفند و مرغ از اول تیرماه تا آخر شهریور ماه توسط اهالی کشتار شده و وارد سردخانه می شود و پس از 24 ساعت نگهداری برای مصرف روز بعد به بازار عرضه می شود.
گوشت های ذخیره شده تا اول دیماه نگهداری و از اول دیماه تا آخر اسفند به ترتیب به طور مساوی هر روز به بازار عرضه می شوند (فرض بر آنستکه در این سه ماه کشتار وجود ندارد).
سیب و هلو برای مصرف یک ماه جمعیت در اواخر مرداد ماه وارد سردخانه می شود (که برای بالا نرفتن از سردخانه به برش این محصول را بصورت 15 روزه در نظر گرفته ایم).
در اوایل مهر ماه نگهداری می شود از اول مهر ماه تا آخر همان ماه بطور مساوی و روزانه به بازار عرضه می گردد.
محصولات در زمستان برای مصرف یک ماه جمعیت وارد سردخانه می شود و تا آخر مرداد نگهداری می شود.
سیب زمستانی در اخر آزذرماه برای مصرف یک ماه اهالی وارد سردخانه می شود و تا اول فروردین نگهداری می شود و تا آخر همان ماه بطور مساوی به بازار فرستاده می شود.
خیار و سبزیجات برای مصرف 15 روز نگهداری و هنگام لزوم به بازار عرضه می شود (همیشه) فصل اول طراحی سردخانه عمومی شهر طبس 1-1 خواسته های پروژه محاسبه بار برودتی حداکثر برای سردخانه مذکور انتخاب دیوارها و مصالح مناسب طرح و نقشه پلان سردخانه ، همراه مقیاس نقشه موتورخانه ترسیم مدار لوله کشی با فرض سیستم دو کمپر سوره و چند اواپراتور ترسیم سیکل تبرید و محاسبه قدرت کمپرسورها محاسبات و تعیین کندانسور آبی یا کندانسور هوایی تعیین مشخصات هریک از اواپراتورها 1-2 موقعیت سردخانه : عرض جغرافیایی ارتفاع در سطح یا (m)  درجه حرارت هوا C (در تابستان)  هوای تر درجه حرارت زمستان مقدار رطوبت نسبی در ساعت 12.
30   3336  900 مطلق متوسط متوسط روزانه  05/37  88/3-  16    حداقل حداکثر حداقل حداکثر 34       19 48 3/24 7/43      در جدول فوق مشخصات شهر طبس آورده شده است.
1-3 فرضیات : مبرد R-22 ، درجه حرارت راهروها 21C است و درجه حرارت پیش سرد کن 1C- و ارتفاع سردخانه 5m است ارتفاع اتاقهای انجماد سریع 2m و سردخانه بصورت سوله در نظر گرفته شده است.
در دنباله مقدار مصرف سرانه متوسط در سال و مقدار مصرف روزانه هر نفر و مقدار محصول که قرار است در سردخانه نگهداری شود را به صورت یک جدول ارائه می شود.
1-4 تنوع محصولات محصول مصرف سرانه متوسط در سال (kg) مقدار مصرف روزانه (kg) مقدار محصولی که باید نگهداری شود (kg)  پرتقال 15 04167/0 = 365 / 15 56250 = 45000 (30 ( 4176/0  سیب 15 04167/0 = 365 / 15 56250 =00 450 (30 ( 4176/0  هلو 10 02739/0 = 365 / 10 3/36986 = 45000 (30 ( 02739/0  خیار 15 04167/0 = 365 / 15 72/27739 =00 450 (15 ( 4176/0  سبزیجات 25 0689/0 = 365 / 25 46232 =00 450 (15 ( 0689/0  سیب زمستانی 15 04167/0 = 365 / 15 56250 = 45000 (30 ( 4176/0  گوشت گاو 35 0958/0 = 365 / 35 389990= 45000 (90 ( 0958/0  گوشت گوسفند 35 0958/0 = 365 / 35 389990= 45000 (90 ( 0958/0  گوشت مرغ 20 05479/0 = 365 / 20 5/221899= 45000 (90 ( 05479/


تصحیح نسخه خطی «شرح قصیده الأشباه مفجّع بصری» و ترجمه اصل قصیده

این رساله در راستای امر خطیر احیای متون، به تصحیح و بررسی نسخه خطی «شرح قصیده الاشباه» مفجّع بصری (ف327هـ)، ادیب، شاعر، کاتب، نحوی و لغوی برجسته عصر عَبَّاسی، از شاعران متعهد شیعه قرن چهارم هجری پرداخته، تا خوانندگان گرامی، با وی و فرهنگ و ادب و شعر و جایگاه شاعر و شرایط زمانه او آشنا گردند مفجّع بصری در شعر خویش به موضوع اهل بیت (ع) اهتمام ورزیده
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 2589 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 70
تصحیح نسخه خطی «شرح قصیده الأشباه مفجّع بصری» و ترجمه اصل قصیده

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

این رساله در راستای امر خطیر احیای متون، به تصحیح و بررسی نسخه خطی «شرح قصیده الاشباه» مفجّع بصری (ف327هـ)، ادیب، شاعر، کاتب، نحوی و لغوی برجسته عصر عَبَّاسی، از شاعران متعهد شیعه قرن چهارم هجری پرداخته، تا خوانندگان گرامی، با وی و فرهنگ و ادب و شعر و جایگاه شاعر و شرایط زمانه او آشنا گردند. مفجّع بصری در شعر خویش به موضوع اهل بیت (ع) اهتمام ورزیده، و در مظلومیت آنان، غم و اندوه بسیار داشته، که به همین خاطر به این لقب، شناخته شده است.

از ولادت و دوران نوجوانی شاعر، اطلاع بسیاری در دست نیست، که شاید بتوان دلایل سیاسی و مذهبی را علت اصلی این امر دانست.

شخصیت و عقیده مفجّع در هیچ یک از کتب تاریخی و تراجم، به بدی ذکر نشده و تماماً او و جایگاهش را ستوده اند.

همچنین مفجّع حایز جایگاه علمی و ادبی رفیعی در عصر خود بوده، و در غرائب لغات، و نحو، و قرآن و حدیث، و روایت، و تاریخ اسلامی، و شناخت کشورها و اماکن جغرافیایی، به درجه استادی نایل آمد، و شاگردان بسیاری از محضر او بهره مند شدند؛ چنانکه او را قائم مقام ابن درید بصری در تألیف و تدریس معرفی کرده اند. این امر را می توان از اسامی آثار او که بالغ بر 15 اثر می باشد فهمید، اما جای بسی تاسف است که از میان تمامی این تالیفات ارزشمند، فقط رساله «شرح قصیده الاشباه» و بخشی از کتاب «الترجمان فی معانی الشعر»، و قطعه هایی از دیوان او، برجای مانده است.

در مصادر و منابع مختلف، به استادان و شاگردان مفجّع، اشاره چندانی نشده است، که باید اسامی آنان را از لابلای کتابهای مرتبط، استخراج نمود.

دربارة تاریخ وفات شاعر، اختلاف نظر وجود دارد، اما از میان سالهای ذکر شده، سال 327 هجری صحیحتر می باشد، چرا که یاقوت حموی به نقل از «تاریخ ابن بشران»، روایتی را از ابن عبدالمجید بن بشران ذکر کرده، که دقیقاً تاریخ فوت شاعر را نشان می دهد.

دیوان مفجّع بصری مانند سایر شعرای هم دورانش، دربردارنده اکثر فنون شعری مهم، مثل وصف و غزل و رثاء و مدح و هجاء می باشد؛ هر چند که وی در برخی فنون، مانند هجاء، غزل و مدح، و خصوصاً مدح اهل بیت (ع) سرآمدتر می باشد. شعر مفجّع، نیکو و ارزشمند، و حجم بسیاری از آن در مورد ائمه اطهار (ع) است، که از بارزترین و مهمترین نمونه های آن «قصیده الاشباه» شاعر می باشد. مفجّع به صراحت تمام، مذهب امامیه خود را در این قصیده اعلان می کند، چرا که واژه «امامت» در ابیات متعددی از آن آمده، و به آن تصریح گردیده است. در این قصیده، به موضوع ولایت علی (ع) و فضایل حضرت پرداخته شده، و همچنین می توان تسلط شاعر به قرآن و حدیث و روایت و لغت عرب و تاریخ اسلامی را بخوبی در قصیده مشاهده کرد.

درباره نسخه خطی که در این رساله، به تصحیح و شرح و بررسی آن پرداخته شده، باید بگوییم که تنها نسخه موجود، به تصویر شمارة (1290) با عنوان «شرح قصیده الاشباه»، با مضمون مناقب امیرالمومنین علی (ع) و بصورت منظوم، به خط احمد بن نجفعلی امینی تبریزی پدر علامه امینی (ره)، و در شمار نسخه های عکسی کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی موجود می باشد. متن نسخه، شرحی است بر قصیدة الاشباه، که توسط خود مفجّع، انجام شده است. در این قصیدة یائیه، استناد به حدیث نبوی «تشبیه یا اشباه» شده، حدیثی که حضرت علی (ع) را به انبیای اولو العزم (ع) تشبیه نموده، و ناظم در شرح قصیده، با استفاده از روایاتی که از مشایخ خود شنیده،‌ به شرح فضایل و مناقب علی (ع) می پردازد.

شایان ذکر است که ابیاتی جعلی، پیرامون ابوطالب (ع) و پدر ابراهیم (ع) و ادعای کافر بودن ایشان، در این نسخه به چشم می خورد، که با مذهب مفجّع منافات دارد، و با دلایل محکم و متقنی قابل رد می باشد.

مقدمه

میراث مکتوب اسلامی، مملو از ذخایر ارزشمندی است که بر برخی از آنها، سالیان متمادی و بلکه قرنها گرد و غبار فراموشی و غفلت نشسته است. اما خوشبختانه امروز در سراسر سرزمین اسلامی و بخصوص کشور عزیز ما، تلاشهای سترگ و گرانسنگی در جهت احیاء و تصحیح و تحقیق این میراث گرانبها، صورت گرفته، که جای بسی خرسندی است. باید گفت که جامعه دانشگاهی ما نیز از این قافله علمی و حرکت تحقیقی عقب نمانده و جای امیدواری است که این جنبش عظیم در میان دانشگاهیان، سیر پر شتابتری به خود بگیرد، و استادان گرامی و دانشجویان عزیز همت والایی در جهت این امر خطیر و احیاء و تصحیح متون کهن از خود نشان دهند.

این رساله نیز در این راستا، به احیاء و تصحیح و بررسی نسخه خطی «شرح قصیده الاشباه» مفجّع بصری شاعر اهل بیت، و از شاعران امامیه قرن چهارم هجری، می پردازد. در این رساله سعی شده است تا این شخصیت ادبی برجسته متعلق به سده چهارم هجری و میراث کهن وی که میراث غنی ادبی و علمی و مذهبی سرشار از التزام به ائمه اطهار (ع) است به محافل ادبی و پژوهشی معرفی گردد، تا خوانندگان با وی و فرهنگ و ادب و شعر و جایگاه شاعر و شرایط زمانه او آشنا گردند.

در خصوص صاحب این نسخه خطی نیز باید بگوییم که با کمی تفحص و غور در مصادر ادبی و تاریخی و کتب شرح حال و طبقات، به منظور جمع آوری مطالبی پیرامون شاعر، دریافتیم که آنچه از یک ادیب و شاعر و اهل حدیث و زبان شناس سرآمد و برجسته ای مانند مفجّع بر جای مانده، در قیاس با سایر شاعران و ادیبان معاصر وی مانند بحتری، ابن معتز، جاحظ، ابن قتیبه و دیگران، بسیار ناچیز می باشد. علت این امر نیز تا حدودی روشن و واضح می نماید، چرا که وی مانند اکثر شاعران و ادیبان هم عصرش، با دربار سلاطین عَبَّاسی ارتباط چندانی نداشته است. او در شعر خویش به موضوع اهل بیت (ع) اهتمام ورزیده، و لذا عدم حمایت درباریان و نیز اغراض سیاسی دست به دست هم داده اند تا نام او با گذر زمان کمرنگ گردد. به همین جهت سعی شده است در حد امکان، پژوهشی جامع و مفصل پیرامون اخبار و اشعار این ادیب و شاعر توانمند از منابع قدیم و جدید صورت گیرد، تا آنچنانکه شایسته است، مفجّع بصری، نام و جایگاهش را در میان دیگر شعرای ممتاز این دوره‌ بدست آورد.

رساله به سه فصل تقسیم شده است: فصل اول، شرح حالی است نسبتا مفصل بر زندگی مفجّع بصری و جایگاه علمی و ادبی این شاعر بزرگ شیعه. فصل دوم به بررسی دیوان شاعر پرداخته و مضامین و موضوعات اشعار آن را مورد تفحص و کنکاش قرار می دهد. در فصل سوم و پایانی که پیکره اصلی رساله را تشکیل می دهد، نسخه خطی «شرح قصیده الاشباه» تصحیح، و ابیات آن ترجمه، و مضامین مطرح شده در نسخه، با کمک منابع دست اول ادبی، لغوی، تاریخی، تفسیری، حدیثی، شرح حال، و کلامی، که یک به یک توسط پژوهشگر رؤیت شده، شرح و بررسی گردیده است.

در تصحیح این نسخه خطی، بر اسلوبهای زیر تکیه گردیده است:

1- اساس کار، بر تنها تصویر موجود از نسخه اصلی، که در کتابخانه آیت الله مرعشی قم، به شماره (1290) موجود می باشد، قرار گرفته است.

2- در شواهد شعری بیان شده در نسخه، تحقیق بعمل آمده، و صورت صحیح شواهد و منابع آن، ذکر گردیده است.

3- آیات کریمه و احادیث شریفه و اخبار تاریخی، از نسخه خطی استخراج، و شرح و بررسی لازم در مورد آن انجام شده است.

4- در تصحیح نسخه حاضر، قوانین علمی تصحیح نسخ خطی، لحاظ گردیده، و در تصحیح خطاها و بررسی صحت برخی اسامی أعلام و سلسله راویان، به کتابهای معتبر مربوطه مراجعه شده است.

5- آیات و احادیث و شواهد شعری و برخی واژگان دشوار نسخه، حرکت گذاری شده است.

نگارنده در تحقیق و بررسی مطالعات خود پیرامون موضوع پایان نامه، از روش کتابخانه ای استفاده نموده و در برخی اوقات از سایتهای اینترنتی و لوح های فشرده مرتبط با موضوع، بهره گیری کرده است. متاسفانه کتابها و مقَالَات چشمگیری درباره شاعر نگاشته نشده است، جز کتاب «شاعر العقیده المفجّع البصری» نوشته دکتر عبدالرسول الغفّار که دار الزهراء بیروت در سال 1985 میلادی به چاپ رسانده است. نویسنده در این کتاب با استفاده از منابع مهم تاریخی و ادبی به جمع آوری اشعار و آثار مفجّع اقدام نموده و مختصری به شرح احوال شاعر نیز پرداخته است.

در خاتمه امیدوارم که این بضاعت مزجات با تمام کاستیها و لغزشهایش، مورد توجه استادان محترم و دانشجویان عزیز قرار گیرد. و ما توفیقی إلا بالله، علیه أتوکّل و إلیه أنیب.

سید مرتضی حسینی

تابستان 1388

فصل اول

زندگانی مفجّع بصری

و بررسی شرح حال او

1-1 نام و لقب و کنیه

ابوعبدالله محمَّد بن احمد بن عبدالله، ادیب و شاعر و کاتب و نحوی و زبان شناس شیعی برجسته بصره، ملقب به «مفجّع» می باشد (یاقوت حموی، 1993، 5/2336-2344؛ ابن ندیم، بی تا، 91؛ نجاشی، بی تا، 374؛ شیخ طوسی، 1417، 228 و 229 و 329؛ ابن شهر آشوب، 1961، 179؛ قفطی، 1986، 3/312 و 313؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ علامه حلی، 1417، 265؛ ذهبی، 1987، 23/647؛ صفدی، 2000، 1/116 و 117؛ صفدی، 1987، 18؛ سیوطی، 1979، 1/31) ([1])

برخی منابع، دلیل این لقب را، سرودن اشعار در مورد اهل بیت (ع) و زاری شاعر بر مصایب و مظلومیت ائمه اطهار (ع) می دانند (نجاشی، بی تا، 374؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ شوقی ضیف، 2001، 397) و به عقیده برخی منابع دیگر، سرودن بیت زیر سبب شد به مفجّع ملقب گردد (یاقوت حموی، 1993، 5/2337؛ قفطی، 1986، 3/312؛ شوقی ضیف، 2001، 397؛ عانی، 1982، 217؛ کیلانی، 1996، 135):

إنْ کانَ قِیلَ لِیَ المفجّع نُبْزَاً

فَلَعَمْری أَنَا المفجّع هَمَّا([2])

(نجاشی، بی تا، 374؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ عبدالقادر بغدادی، 1983، 11/269؛ شیخ عَبَّاس قمی، بی تا، 3/197؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ عانی، 1982، 218)

قفطی در خصوص لقب شاعر چنین گوید: «او شعر بسیاری درباره اهل بیت (ع) دارد، که در آن اسامی ایشان را ذکر می کند و بر شهادتشان زاری و ندبه سر می دهد، و از این روست که مفجّع نامیده شده است»([3]) (قفطی، 1986، 3/312)

اما ابن عساکر در کتاب «تاریخ دمشق»، علت سرودن شعر درباره اهل بیت (ع) توسط مفجّع و الگو برداری وی از «کمیت بن زید اسدی» را اینگونه بیان می کند: «ابوالحسن نجار گوید: از ابوعبدالله مفجّع شنیدم که می گفت: علت سرایش شعر توسط من درباره اهل بیت (ع) این است که در جزئی از شعر کمیت نگریستم، پس از آن در همان شبی که قدری از شعر وی را خواندم، در خواب امیر مومنان علی (ع) را دیدم، پس عرض کردم: دوست دارم که درباره اهل بیت (ع) شعر بسرایم. فرمود: تو را به کمیت راهنمایی می کنم، پس دنباله روی او باش، چرا که او امام و پیشوای شاعران ما اهل بیت (ع) می باشد و پرچم ایشان روز قیامت در دستان اوست تا آنان را به سوی ما هدایت کند»([4]) (ابن عساکر، 1997، 50/246 و 247)

ابن ندیم در فن سوم از مقَالَه دوم کتاب خود «الفهرست»، شرح حال مفجّع بصری را در طبقه علمای نحوی و لغویی ذکر می کند که به هر دو مکتب بصره و کوفه در قواعد نحوی و زبانی گرایش دارند (ابن ندیم، بی تا، 91) کارل بروکلمان نیز مفجّع را در گروه عالمان بغداد قرار می دهد و به مدرسه و مکتب او اشاره می کند (بروکلمان، بی تا، 2/236)

کنیه اصلی وی «ابو عبدالله» می باشد؛ اما برخی مصادر مثل «جذوة المقتبس» حُمیدی و «تاریخ الادب العربی- العصر العَبَّاسی» شوقی ضیف، کنیه وی را «ابو عبیدالله» ذکر کرده اند: «ابواحمد عسکری نحوی از ابو عبیدالله مفجّع، شعری برای ما خواند»([5]) (حُمیدی، 1966، 304؛ ابن عساکر، 1996، 38/321؛ شوقی ضیف، 2001، 396)

مفجّع در اکثر منابع به این لقب خوانده می شود، اما در «کشف الظنون» حاجی خلیفه، با تصحیف، لقب او «العَجیج»([6]) آمده است (حاجی خلیفه، بی تا، 1/104 و 2/1131) لقب شاعر «ابن المفجّع» نیز ذکر شده است (زبیدی، 1980، 19/544)

با توجه به اختلاف ذکر القاب در منابع، و اجماع اکثر کتابها بر لقب «المفجّع»، می توانیم در این باره به کم دقتی و تصحیف برخی مولفان و یا اشتباهات چاپی حکم کنیم.

در مورد نام پدر شاعر نیز اختلافاتی در منابع دیده می شود. برخی نام پدر او را «عبدالله» ذکر کرده اند؛ مثلاً ابن ندیم در «فهرست» خود و یاقوت حموی به نقل از «تاریخ ابن بشران» گویند: «محمَّد بن عبدالله المفجّع» (یاقوت حموی، 1993، 5/2340؛ ابن ندیم، بی تا، 91؛ زبیری، 2003، 2/1924)؛ ذهبی نیز در کتاب «تاریخ الإسلام» می گوید: «هو محمَّد بن عبدالله البصری النحوی» (ذهبی، 1987، 23/647 ش575)؛ اما صفدی، قول دیگری را درباره نام پدر او نقل می کند: «هو محمَّد بن محمَّد» (صفدی، 2000، 1/116؛ سزکین، 1991، 2/509) و در کتاب «تصحیح التصحیف» صفدی، نام پدر او «عبیدالله» ذکر شده است (صفدی، 1987، 18؛ کیلانی، 1996، 135)

نام جدّ وی در اکثر منابع، «عبدالله» ذکر شده است، به استثنای چند منبع، که نام جدّ مفجّع را «عبیدالله» آورده اند (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ زرکلی، 2002، 5/308؛ جبوری، 2003، 118؛ زبیری، 2003، 2/1924)

یاقوت حموی خاطر نشان می کند که سلسله نسب مفجّع را با استناد به خط طبری معروف به «مِضْرابُ اللَّبَن»([7]) بصری یافته است: «محمَّد بن احمد بن عبیدالله کاتب، معروف به مفجّع، همنشین ثعلب، همچنین به خط طبری معروف به مضراب اللبن از اهالی بصره، نسب مفجّع را یافتم»([8]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2336)

در کتاب بروکلمان، نام پدر و جدّ مفجّع، اشتباهاً اینگونه ذکر گردیده است: «المفجّع محمَّد بن أحمد بن أحمد بن عبیدالله الکاتب البصریّ» (بروکلمان، بی تا، 2/236) اکثر منابع - آنچنانکه قبلا ذکر شد- نام پدر وی را «احمد» و نام جد وی را «عبدالله» ثبت کرده اند، و به نظر می رسد این موارد اختلاف در شمار تصحیفات و اشتباهات نوشتاری قرار گیرد.


1-2 ولادت و نوجوانی

تقریباً اکثر منابعی که در مورد مفجّع بصری سخنی به میان آورده اند، به زندگی شاعر به صورت موجز و خلاصه پرداخته اند و سخنی از محل تولد، و ذکری از خانواده و اصل و نسب وی، و بطور کلی زندگی پیش از مطرح شدن مفجّع در محافل و مجامع علمی و ادبی، به میان نیاورده اند. اما از آنجایی که کتب تراجم و سایر منابع شرح حال مفجّع، او را به بصره منسوب می کنند و وی را «مفجّع بصری» می نامند،‌ این احتمال قوی می شود که شاعر در بصره متولد شده باشد،‌ چرا که غالباً‌، افراد را به محل تولدشان نسبت می دهند. شاید بتوان دلایل سیاسی و مذهبی را علت اصلی بیان زندگی شاعر بطور خلاصه توسط اکثر منابع، دانست (غفار، 1985، 15 و 16)


1-3 شخصیت و مذهب

شاعر در بصره، محیطی که با محبت و تشیع علی و فرزندانش (ع) ممتاز می گردد، متولد شده است. در قرن دوم و سوم هجری، مذهب شاعران در کنار دیگر خصوصیات، یکی از مهمترین اموری بود که شاعری را از دیگر شاعران متمایز می ساخت (غفار، 1985، 47)

مفجّع آنچنانکه از اشعار او بخصوص «قصیده الاشباه» وی مشخص است، شاعری است شیعی و دوازده امامی. یکی از بارزترین نشانه ها و دلایل عشق و محبت او به علی و خاندانش (ع)،‌ قصیده «الأشباه» اوست، و آنچنان که در فصلهای بعدی مفصلاً به آن خواهیم پرداخت، در این شاهکار شعریش، به بیان فضایل علی (ع) می پردازد و آن حضرت (ع) را با استناد به حدیثی از پیامبر اعظم (ص) معروف به «حدیث تشبیه یا اشباه»، جامع صفات و شبیه پیامبران الهی (ع) معرفی می کند.

هیچ یک از کتب تاریخی و تراجم، از شخصیت و عقیدة وی به بدی یاد نکرده اند و تماماً او و جایگاهش را ستوده اند. مثلاً نجاشی گوید: «او بزرگیست از بزرگان زبان و ادب و حدیث، و دارای مذهب صحیح و اعتقاد نیکو و شعر بسیار درباره اهل بیت (ع) می باشد»([9]) (نجاشی، بی تا، 374؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ حر عاملی، 1414، 30/458؛ کلباسی، 1419، 2/255 و 336؛ شیخ عَبَّاس قمی، بی تا، 3/197؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ زبیری، 2003، 2/1924) قفطی و یاقوت حموی نیز گویند: «او شاعریست با سروده های بسیار، دانشمند و ادیب»([10]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2337 و 2343؛ قفطی، 1986، 3/312؛ کیلانی، 1996، 135) صفدی و ذهبی نیز اینچنین وی را وصف می کنند: «شاعری نوآور و بزرگ، و شیعه ای دلسوخته و آتشین طبع بود»([11]) (ذهبی، 1987، 23/647؛ صفدی، 2000، 1/116؛ زبیری، 2003، 2/1924) علامه امینی در کتاب خود «الغدیر» گوید: «مفجّع از معدود شیعیان امامیه است که او را به عقیده نیکو و سلامت مذهب و اندیشه درست ستوده اند»([12]) (علامه امینی، 1977، 3/361) همچنین سیوطی به نقل از یاقوت حموی گوید: «او از نحویان بزرگ، و شاعری نوآور و شیعی بود»([13]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ سیوطی، 1979، 1/31)

مفجّع به صراحت تمام، مذهب امامیه خود را در «قصیده الأشباه» اعلان می کند، چرا که واژه «امامت» در ابیات متعددی از قصیده او آمده، و به آن تصریح شده است؛ مانند این ابیات:

بیت 45

و کَذاکَ الإِمامُ بالنَّهرِ أَفْنَی

مَنْ عَصَاهُ وَ طاوَعَ الرَّاسِبیَّا

بیت 60

فَاجْتَلَی الصَّخْرَةَ الإِمامُ فَکانَتْ

کُـرَةَ الصَّولَجانِ تُدْحَی دَحِیَّا

بیت 104

و کَمَا قامَ بالأَمَانةِ ذُو الکِفْـ

لِ وَجَدْنا إمامَنَا الهَاشِمِیَّا

بیت 110

خِیْرَةٌ بِنتُ خِیْرَةٍ رَضِیَ اللّـ

ــهُ لَهَا الخَیْرَ و الإِمامَ رَضِیَّا

بیت 114

قَتَلَ السَّیِّدَ الإِمامَ قَسیمَ الـ

ــنّارِ خَتْلاً کَیْمَا یَنالُ بَغِیَّا

بیت 151

وَدَّ خَیْراً لِقَومِهِ و أَبَی الرَّحـ

ـمَانُ إلّا إمامَنَا الطَالِبِیَّا

مفجّع همچنین در این قصیده، به موضوع وصایت و جانشینی و ولایت علی (ع) تأکید می کند و چنانکه خواهد آمد، یکی از دلایل قتل او، همین صراحت در بازگویی عقاید مذهبیش می باشد.
1-4 جایگاه علمی - ادبی

همین اندازه در شناخت جایگاه علمی و ادبی مفجّع بصری کافی است که بگوییم وی شاعر و ادیب و عالم و کاتب زمان خود در بصره بوده است. یاقوت حموی به نقل از «تاریخ ابن بشران» دربارة او می گوید: «او شاعر و ادیب بصره بود، در مسجد جامع بصره می نشست و از کلام او کتابت، و نزد او شعر و زبان شناسی و تالیفات خوانده می شد»([14]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2340؛ بروکلمان، بی تا، 2/236؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ کیلانی، 1996، 136) و نیز برخی منابع گویند: «مفجّع، مصاحب و همنشین ابن درید و [پس از فوت او] جانشین و قائم مقام وی در بصره جهت تالیف و املاء می باشد»([15]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ علامه امینی، 1977، 3/362؛ شوقی ضیف، 2001، 396؛ کیلانی، 1996، 135) همچنین شوقی ضیف ادیب و محقق معاصر عرب، مفجّع را اینگونه معرفی می کند: «او صاحب روایت گسترده و اطلاع دقیق به علم زبان شناسی و اخبار بود»([16]) (شوقی ضیف، 2001، 396)

همانگونه که اشاره شد، مفجّع بصری از برجستگان زمان خود در علم زبان شناسی و آشنا به غرائب لغات، و علم نحو، و علم حدیث و روایت آن، و آگاه از تاریخ اسلامی، و متبحر در شناخت کشورها و اماکن مختلف جغرافیایی، می باشد.

مفجّع بخاطر ارتباط با مسجد جامع بصره و به تبع آن آشنایی با استادان فن و مباحث و مناظره های علمی و مذهبی، روز به روز بر دانش خود افزود، و در نتیجه در زمینه های قرآن و حدیث و زبان شناسی و شعر و تاریخ اسلامی و دیگر علوم زمانه، به درجه استادی رسید، و شاگردان بسیاری از محضر او بهره مند شدند؛ چنانکه برخی او را قائم مقام ابن درید بصری در تألیف و تدریس معرفی کرده اند (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ علامه امینی، 1977، 3/362؛ شوقی ضیف، 2001، 396؛ کیلانی، 1996، 135) صاحب «الغدیر» نیز اینگونه درجه علمی و ادبی او را خاطر نشان می کند: «او یگانه ای از بزرگان علم و حدیث، و چونان گوهر میان گردنبند (دارای جایگاه مهم) در میان پیشوایان زبان شناسی و ادب می باشد»([17]) (علامه امینی، 1977، 3/361)

از دیگر ویژگیهای شاعر، می توان به منصب ریاست دیوان انشاء اشاره کرد، چرا که مفجّع را در اکثر کتب شرح حال، با لقب «کاتب» معرفی کرده اند (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ اسماعیل پاشا بغدادی، 1955، 2/31؛ کحاله، 1993، 3/75) و این خود حاکی از جایگاه رفیع او در میان معاصرانش می باشد.

در کنار شعر و شاعری مفجّع، عامل دیگری نیز در جایگاه رفیع علمی او، نقش بسزایی را بازی می کند، و آن تسلط شاعر بر علم حدیث و روایت احادیث می باشد. بهترین دلیل بر این ادعا «قصیده الأشباه» و شرح خود شاعر بر قصیده است، و چنانکه در صفحات بعدی نمونه هایی در این خصوص بیان خواهد شد، بوضوح مشخص می گردد که چگونه مفجّع، احادیث نبوی (ص) را ذکر و اسناد و طرق آن را بر می شمارد؛ از همین روست که وی در زمره اهل حدیث ستوده شده است: «او بزرگیست از بزرگان زبان و ادب و حدیث»([18]) (نجاشی، بی تا، 374؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ حر عاملی، 1414، 30/458؛ کلباسی، 1419، 2/255 و 336؛ شیخ عَبَّاس قمی، بی تا، 3/197؛ زبیری، 2003، 2/1924) و «مفجّع یگانه ای از بزرگان علم و حدیث است»([19]) (علامه امینی، 1977، 3/361)
1-4-1 آشنایی با قرآن و حدیث

مفجّع در ابیات بسیاری از دیوانش، بویژه در قصیده الاشباه خود، از مضامین و الفاظ قرآنی و احادیث نبوی (ص) بهره برده است. اسلوب وی به این صورت می باشد که از اقتباسها و اشارات قرآنی، یا به عنوان دلیل و شاهدی بر سخنان خود بهره می برد و یا به قصد تاکید بر موضوعات بیان شده در اشعارش، به آیات و روایات استناد می ورزد. به عنوان نمونه به ذکر تعدادی از ابیات در بر دارنده مضامین قرآنی و حدیثی می پردازیم، و تفصیل بحث را در بخش بررسی قصیده الاشباه ذکر خواهیم کرد:

بیت4-

کَانَ فی عِلمِه کآدَمَ إذْ

عُلِّمَ شَرحَ الأَسماءِ والمَکْنِیَّا

این بیت به آیه )عَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَـؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ( (البقره/31) اشاره می کند.

بیت5-

و کَنُوحٍ نَجَّی مِنَ الهُلْکِ مَن سَیَّـ

ــرَ فی الفُلْکِ إذْ عَلَا الجُودِیَّا

این بیت به آیات کریمه )وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ( (هود/44) و )فَإِذَا اسْتَوَیْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَکَ عَلَى الْفُلْکِ( (المومنون/28) و نیز «حدیث مشهور سفینه»، که پس از این ذکر می شود، اشاره دارد.

بیت21-

صَبرُهُ إذْ یُتَلُّ للذِّبْحِ حَتَّی

ظَلَّ بالکَبْشِ عِندَها مَفْدِیَّا

اشاره به آیات شریفه ) فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ * فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ... وَ فَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ( (الصافات/102 و 103 و 107) دارد.

بیت31-

أَنبَأَ الوَحیُ أَنَّ دَاوُدَ قَدْ کَا

نَ بِکَفَّیهِ صَانِعاً هَالِکِیَّا

اشاره دارد به آیات )وَ عَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأْسِکُمْ( (الأنبیاء/80) و )وَ لَقَدْ آَتَیْنَا دَاوُدَ مِنَّا فَضْلًا یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ * أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَ قَدِّرْ فِی السَّرْدِ( (سبأ/10 و 11)

بیت39-

أَجْرُهُ أَنْ یَزُفَّ إِنْ تمَّمَ المِیـ

ـقَاتَ إحْدَی ابْنَتَیْهِ مِنهُ هَدِیَّا

اشاره می کند به آیه کریمه )قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِکَ( (القصص/27)

بیت53-

و لَهُ مِنهُ إذْ عَلَا الحَجَرَ الصَّلْـ

ـــدَ بِضَرْبٍ فَانبَطَ المَاءَ رَیَّا

بیت54-

فَجَری بِالعُیونِ عَشْراً‌ و ثِنْتَیـْ

ــنِ و أتَّـی لِکُلِّ عَیْنٍ أَتِیَّـا

دو بیت فوق به آیه کریمه )وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْن( (البقرة/60) و همچنین آیه )وَ قَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَ أَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ( (الأعراف/160) اشاره دارد، که چنانچه بعدا ذکر خواهد شد، در منابع تفسیری و روائی اهل سنت، شان نزول این دو آیه را درباره حضرت علی (ع) نیز ذکر کرده اند.

بیت75-

إِنَّ هَارُونَ کَانَ یَخلِفُ مُوسَی

و کَذَا اسْتَخلَفَ النَّبیُّ الوَصِیَّا

اشاره می کند به آیه کریمه )وَ قَالَ مُوسَى لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ( (الأعراف/142) و نیز «حدیث متواتر منزلت» که صفحات بعدی ذکر خواهد شد.

بیت107-

و رَأَی عِندَها و قَدْ دَخَلَ المِحْـ

ــرابَ مِن ذِی الجَلالِ رِزْقاً هَنِیَّا

اشاره دارد به آیه )وَ کَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ( (آل عمران/37)

بیت157-

و إِذَا ارْتَاشَ و البَتُولَ و نَجْلا

هُ مَعَ المُصطَفَی الکِسَا الحَضْرَمِیَّا

این بیت اشاره دارد به آیه مبارکه تطهیر )إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا( (احزاب/33)

بیت158-

و بِهِمْ بَاهَلَ النَّبیُّ فَحَازُوا

شَرَفاً یَترُکُ الرِّقَابَ حَنِیَّا

اشاره دارد به آیه شریفه 61 سوره آل عمران )فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ(

و آیات متعدد دیگری که خصوصاً در قصیده الاشباه مفجّع جلوة بیشتری دارد. در اینجا می توان گفت که شاعر با سرودن این قصیده، سعی کرده به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ارادت خاص خود را نشان دهد. اما بطور ضمنی می توان تسلط و مهارت شاعر را در بیان مضامین قرآنی و حدیثی و تاریخی با اسلوبی ادیبانه و شاعرانه، مشاهده کرد.

مفجّع بصری همچنین در قصایدش بخصوص قصیده الاشباه، از احادیث نبوی (ص) بسیار بهره برده است. با کمی دقت می توان پی برد که تمامی این احادیث ذکر شده در قصیده، به امام علی (ع) و مسایل مربوط به وصایت و خلافت و فضایل آن حضرت (ع) مرتبط می باشد. در اینجا به چند نمونه از احادیث معتبر و مشهور نزد اهل تشیع و تسنن مانند «حدیث سفینه» و «حدیث منزلت» و «حدیث ثقلین» و «حدیث غدیر» اشاره می کنیم و تفصیل مباحث را در شرح قصیده الاشباه بیان خواهیم کرد:

بیت5-

و کَنُوحٍ نَجَّی مِنَ الهُلْکِ مَن سَیَّـ

ــرَ فی الفُلْکِ إذْ عَلَا الجُودِیَّا

این بیت «حدیث متواتر سفینه» را خاطر نشان می کند، که در جوامع روایى اهل سنت با تعابیر و طرق مختلفى از رسول خدا (ص) نقل شده است: «مَثَل خاندان من، مَثَل کشتى نوح است، هر که بر آن سوار شد، نجات یافت، و هر که تخلف نمود، غرق گردید»([20]) (ابن حنبل، 1983، 2/786؛ دولابی، 1999، 1/137؛ طبرانی، 1983، 3/45؛ طبرانی، 1995، 4/9 و 5/354 و 6/85؛ طبرانی، 1985، 1/240 و 2/84؛ ابن عدی، 1988، 6/411؛ حاکم نیشابوری، بی تا، 2/343 و 3/151؛ ابو نعیم اصفهانی، 1988، 4/306) ([21])

بیت75-

إِنَّ هَارُونَ کَانَ یَخلِفُ مُوسَی

و کَذَا اسْتَخلَفَ النَّبیُّ الوَصِیَّا

این بیت اشاره می کند به «حدیث متواتر منزلت» که با تعابیر مختلف از پیامبر (ص) روایت شده است: «پیامبر (ص) به على فرمود: آیا راضى نیستى که منزلت تو نسبت به من، مانند منزلت هارون نسبت به موسى باشد، جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد آمد؟»([22]) (اسکافی، بی تا، 219-221؛ ابن حنبل، 1983، 2/567 و 568 و 570 و 592 و 610 و 612 و 670 و 675؛ ابن حنبل، بی تا، 1/170-179 و 182 و 184 و 185 و 330 و 3/32 و 338 و 6/369 و 438؛ مسلم، بی تا، 4/1870؛ ابن ماجه، بی تا، 1/43 و 45؛ ترمذی، 1983، 5/302 و 304؛ نسایی، بی تا، 48 و 50 و 64 و 76-85 و 116؛ دولابی، 1999، 1/431؛ بیهقی، 1906، 1/31؛ طحاوی، 1994، 5/23 و 24؛ ابن عبد ربه، 1983، 5/61 و 357 و 358؛ حاکم نیشابوری، بی تا، 2/337 و 3/109 و 133؛ راغب اصفهانی، بی تا، 2/477؛ ابو نعیم اصفهانی، 1998، 138 و 146) ([23])

بیت139-

إنَّ عَهدَ النَّبیِّ فی ثَقَلَیْهِ

حُجَّةٌ کُنتَ عَن سِوَاهَا غَنِیَّا

این بیت اشاره می کند به «حدیث متواتر ثقلین» که پیامبر خدا (ص) فرمود: «من نزد شما دو چیز سنگین و با ارزش بجا مى ‏گذارم. اولین آن دو، کتاب خداست که در آن هدایت و نور است، پس آن را برگیرید و به آن تمسک جویید. سپس مردم را تشویق و ترغیب به کتاب خدا کرده و فرمودند: دومین آن دو اهل بیت من هستند. (و سه بار تکرار فرمودند) خدا را در مورد اهل بیت من به یاد داشته باشید»([24]) (ابن سعد، بی تا، 2/194؛ ابن ابی شیبه، 1989، 7/186 و 418؛ ابن حنبل، بی تا، 3/14 و 17 و 4/366 و 371 و 5/181 و 189؛ ابن حنبل، 1983، 2/585 و 603 و 779 و 786؛ مسلم، بی تا، 4/1873؛ بلاذری، 1974، 111؛ ترمذی، 1983، 5/329؛ نسایی، 1991، 5/44 و 51 و 130؛ نسایی، بی تا، 93؛ ابن خزیمة، 1970، 4/62 ش2357؛ طحاوی، 1994، 9/88 و 89؛ طبرانی، 1983، 3/65 و 5/154 و 166 و 169 و 182 و 186؛ حاکم نیشابوری، بی تا، 3/110 و 148 و 533؛ بیهقی، 1994، 2/148 و 7/30 و 10/113) ([25])

بیت142-

قَالَ هَذَا مَولَیً لِمَنْ کُنتُ مَولَا

هُ جِهَاراً یَقُولُهَا جَهْوَرِیَّا

بیت 138 و140 تا 144 قصیده الاشباه، اشاره دارد به «حدیث متواتر غدیر»، که بسیار مشهور و معروف و معتبر است و با اسناد و الفاظ مختلف روایت گردیده: «هر کس را که من مولا و سرورم، پس علی مولای اوست»([26]) (جهت اطلاع بیشتر نک: علامه امینی، 1977، 14-178)

و احادیث بسیار دیگری که قصیده الاشباه و شرح خود مفجّع بر این قصیده، سرشار از آن می باشد، و بیانگر علم او به منابع حدیثی و روایی شیعه و سنی در این زمینه است.

همچنین بجز احادیث نقل شده در نسخه خطی قصیده الأشباه که به برخی از آن اشاره شد، با تفحص در کتب مختلف به احادیث نبوی (ص) برخورد کردیم که اسناد آن به مفجّع باز می گردد و از او روایت شده است، مانند حدیثی که در کتاب «التدوین فی أخبار قزوین» در شرح حال فقیه قاضی، نوح بن اسماعیل قزوینی آمده است: «سرشت قلبها، بر دوستی کسی که به آن احسان می کند و نفرت کسی که نسبت به آن بدی می ورزد، آفریده شده است»([27]) (رافعی قزوینی، 1987، 4/172)

اگر چه آلبانی از علمای بزرگ وهابیت، در کتاب «سلسلة الأحادیث الضعیفة»، این حدیث را در شمار احادیث باطل قرار می دهد و درباره مفجّع بصری شناخته شده، می گوید: «و برای مفجّع شرح حالی نیافتم» (آلبانی، 2000، 7/336-338 ح3326)

1-4-2 روایت شعر

یکی دیگر از خصوصیات ویژه مفجّع بصری علاوه بر تسلط در کتابت، شعر، حدیث و زبان شناسی، مهارت تمام در علم روایت می باشد. او هم در علم حدیث و هم در باب شعر و ادب، صاحب امتیاز روایت می باشد، که نشان از حافظه قوی و آگاهی وافی او به این دو علم است. اکثر روایتهای شعری او به نقل از استادش ثعلب نحوی (ف291هـ) می باشد.

با دقت در روایتهایی که از طریق مفجّع به ما رسیده، در می یابیم که در اکثر روایات خود، به ذکر سند توجه دارد؛ اما گاهی نیز دیده می شود که بدون بیان سند به ذکر روایت می پردازد. همچنین روایات شعری او، گاهی با یک داستان مفصل همراه است و گاهی بدون تفصیل به روایت شعر اقدام می کند. (غفار، 1985، 43)

مثلاً مفجّع ابیاتی را از ثعلب روایت می کند و می گوید: «محمَّد بن احمد کاتب [مفجّع] از احمد بن یحیی نحوی [ثعلب] روایت کرد که گفت: ابن اعرابی از من پرسید: چند فرزند داری؟ گفتم: یک دختر، و برایش این ابیات را سرودم: اگر نبود امیمه، از نیستی ناله و زاری سر نمی دادم و در تاریکی های شب بسیار ظلمانی، راه نمی پیمودم. او زندگی مرا می خواست و من مرگ او را از روی ترس آرزو داشتم، و مرگ بهترین فرود آمده بر بهره ها و نصیب هاست»([28]) (یاقوت حموی، 1993، 2/544)

همچنین سید مرتضی در «الأمالی» خود، روایتی را با ذکر اسناد آن، بازگو می کند: «ابوعبیدالله محمَّد بن عمران مرزبانی برای ما روایت کرد که محمَّد بن احمد کاتب [مفجّع] برای من ابیاتی سرود و گفت: احمد بن یحیی بن ثعلب از قول ابن اعرابی از مضرب که همان عقبه بن کعب بن زهیر بن ابی سلمی است، سرود: «پیوسته نفع و دوستی سلمی را امید داشتم در حالیکه او از من دور شد و موی دو طرف سرم به خاطر دوری او سپید گشت. ([29]) (سید مرتضی، 1907، 2/110 و 111)

نیز این روایت از سید مرتضی که به نقل از مرزبانی آن را بازگو می کند: «سید مرتضی گوید: مرزبانی برای ما نقل کرد و گفت: محمَّد بن احمد کاتب [مفجّع] برای ما روایت کرد و گفت: اصمعی گوید: هیچ کسی دهان را وصف نکرد مگر اینکه به این بیت بشر بن ابی حازم احتیاج یابد: «او لبهای خود را بر روی گل بابونه ای می گشاید گلی که آن را بارانهای ابر شبانگاهی جلا می دهد...» ([30]) (همان، 2/151) در روایت فوق، ابیات دیگری نیز وجود دارد که به جهت طولانی شدن کلام، از ذکر آن خودداری کردیم.

در خصوص آگاهی و تسلط شاعر بر اشعار عربی و روایت آن، ابوعبید بکری اندلسی در کتاب «معجم ما استعجم»، سخن از مفجّع به میان می آورد، که مطالب ذکر شده در این کتاب، هم به مهارت مفجّع در روایت اشعار شاعران دلالت می کند، و هم اینکه شاعر بهره ای از شناخت اماکن جغرافیایی داشته، را نشان می دهد.

مثلا در توضیح مادة (البکرات) اینچنین می گوید: «بکرات: درختان تلخ مزه سیاه واقع در «رحرحان» است که امروالقیس در مورد آن چنین سروده است:

به بالای سر او آمدم در دیار «بکرات»، جایی است که مناطق «عاذمه» و سنگلاخهای محکم و برآمده در آنجا بسیار است، و برای رسیدن به آن مناطق «غول» و «حلّیت» و «نفء» و «منعج» را طی کردم تا به منطقه عاقل رسیدم که در آنجا تپه هایی از کلوخ بود. مفجّع طی روایتی مصرع اول از بیت دوم را اینگونه نقل می کند: فغُولٍ فحلِّیتٍ فَبَقٍّ فَمَنعِجٍ»([31]) (ابوعبید بکری، 1983، 1/267 و 268)

همچنین بزرگان علم زبان شناسی عربی، یعنی زَبیدی در «تاج العروس» و ابن منظور در «لسان العرب»، ابیاتی با روایت مفجّع، و ذکر نظرات لغوی او در خصوص برخی واژگان، را نقل می کنند که جهت اطلاع، می توان به این فرهنگ لغتها مراجعه نمود. (زبیدی، 1987، 2/23 و 3/82 و 19/544 و 26/243 و 27/371 و 29/120 و 36/95؛ ابن منظور، بی تا، 1/7و56 و 6/4398 و 5/3992)


[1]-جهت اطلاع بیشتر نک: تفرشی، 1418، 4/119؛ حاجی خلیفه، بی تا، 1/104 و 397 و 2/1131 و 1869؛ عبدالقادر بغدادی، 1983، 11/269 و 1997، 6/462؛ حر عاملی، 1414، 30/458 و 459؛ شیخ عباس قمی، بی تا، 3/197؛ بروکلمان، بی تا، 2/236؛ علامه امینی، 1977، 3/361-366؛ زرکلی، 2002، 5/308؛ آقا بزرگ تهرانی، بی تا، 17/108 و 109؛ اسماعیل پاشا بغدادی، 1955، 2/31؛ اسماعیل پاشا بغدادی، بی تا، 2/339؛ نمازی، 1419، 5/233 و 8/133؛ کحاله، 1993، 3/75؛ خویی، 1992، 16/9 و 10؛ شوقی ضیف، 2001، 396-399؛ جبوری، 2003، 118 و 119؛ سزکین، 1991، 2/509 و 510؛ زبیری، 2003، 2/1924؛ عانی، 1982، 217 و 218؛ کیلانی، 1996، 135-138؛ الریشهری، 1425، 9/31 و 32.

[2]- اگر چه مرا از جهت لقب زشت دادن و عیبجویی، مفجّع می خوانند، ولی به جانم سوگند که من بخاطر حزن و اندوه [از ستمی که در حق خاندان نبی (ص) روا می شود] مفجّع (درد کشیده و زاری کننده) هستم.

[3]- له شِعرٌ کثیرٌ فی أهل البیت، یَذکُر فیه أسماءَ الأئمة و یَتفَجَّعُ علی قَتْلهم حتّی سُمِّیَ بالمُفَجَّع.

[4]- أنبأنا أبوالحسن بن النجّار قال: سمعتُ أبا عبدالله المفجّع، یقول: کان سببُ قولِ الشِّعر فی آل البیت أنّی کنتُ قد نظرتُ فی شئٍ مِن شِعر الکُمَیت، فلمّا کان تلک اللیلةُ التی قرأتُ فی نَومِها الکتاب، رأیتُ أَمیرَ المؤمنین -علیه السلام- فی النَّوم فقُلتُ: أَشتَهی أنْ أَقولَ الشِّعرَ فی أهلِ البیتِ، فقال: عَلیکَ بالکُمَیت، فَاقْتَفِ أَثرَه، فإنّه إمامُ شُعرائِنا أهلِ البیتِ، و بِیَدِه لِواؤُهُم یومَ القیامةِ حتّى یَقُودَهُم إلینا.

[5]- أَنشَدَنا أبوأحمد العسکریّ النحویّ لأبی عُبَیدِالله المُفجّع.

[6]- داد و فریاد.

[7]- با جستجوی بسیار در کتب تاریخی و نسب شناسی و ادبی و فرهنگ لغتها، شرح حالی از طبری که ملقب به «مضراب اللبن» باشد، یافت نشد.

[8]- مُحَمَّدُ بنُ أَحمَدَ بنِ عُبیدِاللهِ الکاتبِ، المَعرُوفُ بالمُفَجَّعِ صاحِبِ ثَعلبَ، کذا وَجدتُ نَسَبَه بخَطِّ الطَّبریِّ المَعروفِ بِمِضْرابِ اللَّبَنِ مِن أهلِ البَصرَةِ.

[9]- جَلیلٌ مِن وُجُوهِ أَهلِ اللّغةِ و الأَدَبِ و الحَدِیثِ، و کان صَحیحَ المَذهبِ، حَسَنَ الإِعتقادِ، و لَهُ شِعرٌ کَثیرٌ فی أَهلِ البَیتِ.

[10]- و هو شاعِرٌ مُکْثِرٌ، عالِمٌ، أَدیبٌ.

[11]- کان شَاعِراً مُفْلِقاً و شِیعیّاً مُتحَرِّقاً.

[12]- و مِن المَعدُودِین مِن أَصحَابِنا الإمامیة، مَدَحُوهُ بحُسْنِ العَقیدةِ، و سَلامَةِ المَذهَبِ، و سَدَادِ الرَّأی.

[13]- قال یاقوت: کانَ مِن کِبارِ النُّحاةِ، شَاعِراً مُفْلِقاً، شِیعیّاً.

[14]- و کانَ شَاعِرَ البَصرَةِ و أَدیبَهَا، کان یَجلسُ فی الجامِعِ بالبَصرَةِ فَلْیُکتَبْ عَنه و یُقرَأ علیه الشِّعرُ و اللُّغةُ و المُصنَّفاتُ.

[15]- هو صَاحبُ ابنِ دُرَید و القائمُ مَقامَه بالبَصرة فی التَّألیفِ و الإِملاءِ.

[16]- إنّهُ کانَ وَاسِعَ الرِّوایَةِ و صَاحِبَ مَعرفَةٍ دَقیقَةٍ بِاللُّغَةِ و الأَخبَارِ.

[17]- أََوحَدِیٌّ مِن رِجَالاتِ العِلمِ و الحَدیثِ و وَاسِطةُ العِقْدِ بَینَ أَئمّةِ اللُّغةِ و الأَدَبِ.

[18]- جَلیلٌ مِن وُجُوهِ أَهلِ اللغةِ و الأَدَبِ و الحَدیثِ.

[19]- أَوحَدِیٌّ مِن رِجالاتِ العِلمِ و الحَدیثِ.

[20]- مَثَلُ أهلِ بَیتِی کَمَثل سَفینَةِ نُوحٍ، مَن رَکِبَها نَجَا و مَن تَخَلَّف عَنهَا غَرِقَ.

[21]-جهت اطلاع بیشتر نک: خطیب بغدادی، 1997، 12/91؛ فخر رازی، 1981، 27/168؛ طبری، 1356، 20؛ هیثمی، 1412، 9/269؛ هیثمی، 1992، 6/332 و 334؛ عسقلانی، 2000، 16/219 و 220؛ سیوطی، 1993، 4/434؛ سیوطی، 1981، 1/373 و 2/533؛ سیوطی، 1423، 3/124؛ متّقی هندی، 1989، 12/176 و 178 و 185؛ قندوزی، 1416، 1/93 و 390 و 2/101 و 118 و 327؛ شبلنجی، بی تا، 232.

[22]- قال النَّبىُّ (ص) لِعَلىٍّ کَرَّم اللهُ وَجهَهُ: أَلا تَرضَى أَنْ تَکونَ مِنّى بِمَنزَلَةِ هَارُونَ مِن مُوسَى إلا أَنَّه لَیسَ نَبىٌّ بَعدِى؟

[23]-جهت اطلاع بیشتر نک: خطیب بغدادی، 1997، 10/45؛ ابن عبد البر، 1412، 3/1097 و 1098؛ حسکانی،‌ 1990، 1/190 و 192 و 2/35؛ خطیب خوارزمی، 1411، 39 و 55 و 61 و 108 و 126 و 129 و 133 و 139-143؛ ابن عساکر، 1996، 42/16 و 42 و 53 و 98 و 100 و 102 و 111-120؛ ابن ابی الحدید، 1959، 2/59 و 264 و 5/248؛ کنجی، 1404، 281-286؛ طبری، 1356، 120؛ طبری، 1997، 3/95 و 101 و 102 و 139؛ صفدی، 2000، 21/178؛ هیثمی، 1992، 6/271-273؛ هیثمی، 1412، 9/138-142 و 157 و 238؛ عسقلانی، 1992، 4/564 و 568 و 569؛ عسقلانی، 2000، 16/72؛ عینی، 2001، 16/296 و 301؛ ابن صباغ، 1988، 38 و 39؛ قسطلانی، 1325، 6/117؛ قسطلانی، 1996، 2/531؛ متّقی هندی، 1989، 5/902 و 9/322 و 13/89 و 105 و 131 و 137 و 16/193؛ قندوزی، 1416، 1/112 و 137 و 156-163؛ شبلنجی، بی تا، 159؛ محمودی، 1983، 47-49.

[24]- إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ. أَحَدُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ، فِیهِ الْهُدَى وَالنُّورُ، فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَ اسْتَمْسِکُوا بِهِ، فَحَثَّ عَلَى کِتَابِ اللَّهِ وَ رَغَّبَ فِیهِ، ثُمَّ قَالَ: أَهْلُ بَیْتِی، أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی، قَالَهَا ثَلاثًا.

[25]-جهت اطلاع بیشتر نک: قاضی عیاض، 1988، 2/210؛ خطیب خوارزمی، 1411، 154 و 200؛ ابن عساکر، 1996، 42/216 و 220؛ ابن اثیر، 1972، 9/158؛ طبری، 1356، 16؛ ابن منظور، بی تا، 6/494؛ ابن کثیر، 1999، 7/201 و 202؛ هیثمی، 1412، 9/257-259؛ هیثمی، 1992، 6/331؛ فیروزآبادی، بی تا، 3/342؛ سیوطی، 1993، 2/285 و 7/349؛ سیوطی، 1981، 1/244 و 402؛ قسطلانی، 1996، 2/529 و 530؛ متّقی هندی، 1989، 1/306 و 315 و 330-334 و 578 و 5/422 و 13/616؛ الحلبی، بی تا، 3/307؛ قندوزی، 1416، 1/74 و 96 و 102.

[26]- قَالَ رسولُ اللهِ (ص): مَن کُنتُ مَولاهُ فإنَّ علیّاً مَولاهُ.

[27]- جُبِلَتِ القُلُوبُ عَلَى حُبِّ مَن أَحسَنَ إِلیهَا ، و بُغْضِ مَن أَسَاءَ إِلیهَا.

[28]- و حَدَّثَ مُحمَّدُ بنُ أَحمَدَ الکاتِبُ، قالَ: حَدَّثَنا أَحمَدُ بنُ یَحیَى النَّحوِیّ، قَالَ: سَألَنی ابنُ الأَعرَابیُّ: کَمْ لَکَ مِن الوَلَدِ؟ فَقُلتُ: إبنةٌ، و أَنشَدتُهُ:

لَولا أُمیمَةُ لم أجْزَعْ مِن الـعَـدَم

و لم أُجُبْ فی اللّیالی حِنْدِسِ الظُّلَمِ

تَهوَى حَیَاتی و أهوَى مَوتَهَا شَفَقاً

و المَوتُ أَکرَمُ نَزّالٍ عَلَى الحُرَمِ

[29]- أَخبَرَنا أبُوعُبیَدُاللهِ مُحمَّدُ بنُ عِمرَانَ المَرزبَانیُّ، قَالَ: أَنشَدَنی مُحمَّدُ بنُ أَحمَدَ الکاتبُ، قَالَ: أَنشَدَنا أَحمَدُ بنُ یَحیَی بنِ ثَعلَبَ عَن ابنِ الأَعرَابیِّ لِلمَضرَبِ و هُوَ عَقَبةُ بنُ کَعبِ بنِ زُهَیرِ بنِ أَبی سُلمَی:

و ما زِلتُ أرجُو نَفْعَ سَلمَى و وُدَّها

و تَبعُدُ حتّى ابیَضَّ منّی المَسائِحُ

[30]- قَالَ الشَّریفُ المُرتَضَی: و أَخبَرَنا المَرزبَانِیُّ قَالَ: حَدَّّثَنا مُحمَّدُ بنُ أَحمَدَ الکاتِبُ قَالَ: حَدَّثَنا أَحمَدُ بنُ یَحیَی النَّحویُّ قالَ، قالَ الأَصمَعِیُّ: مَا وَصَف أحدٌ الثَّغرَ إلاّ احتَاجَ إلی قَولِ بِشرِ بنِ أَبِی حَازِم:

یُفَلِّجْنَ الشِّفَاهُ عن أُقحُوانٍ

جَلاه غِبَّ سارِیةٍ قِطارُ...

[31]- البَکَرَات: قارات سُودٌ برَحْرَحَان، قال امرؤُ القَیْس:

غَشیتُ دِیارَ الحَىِّ بالبَکَراتِ

فَعَاذِمَةٍ فَبُرقَةِ العَیْراتِ

فَغُولٍ فَحَلِّیتٍ فَنَفْءٍ فَمَنْعِجٍ

إلى عَاقِلٍ فَالْجُبِّ ذِى الأمْراتِ

... و یُروَى: (فغُولٍ فحلِّیتٍ فَبَقٍّ فَمَنعِجٍ)، کَذلِکَ رَوَاهُ المُفَجَّع.