| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3975 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 108 |
مقدمه :
الهی
هم دعا از تو اجابت هم ز تو ایمن از تو مهابت هم ز تو
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن مصلحی تو ای تو سلطان سخن
همانطوری که از عنوان تحقیق برمی آید، پژوهش در این مقوله گرد سن ازدواج می چرخد بر همگان روشن است که برخی ها در جامعه به امر ازدواج اقدام نکرده اند، در حالی نشان هم در حد بالاست و از سن ازدواجشان گذشته است و روز به روز بر تعداد این عده افزوده می شود، و به صورت مشکل و مسئله حد در جوامع پدیدار گشته است و هر انسان صاحب احساس و نوع دوست را به تفکر و چاره اندیشی وا می دارد تا بتواند بر این مشکل فائق آید و این معضل را از جامعه بزداید. اینک ما این مشکل را میان دانشجویان دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر(عج) مورد بررسی قرار داده ایم، هر چند جامعه مورد بررسی خیلی محدود است و به کل جامعه نمی توان تعمیم داد ولی با توجه به رشته تحصیلی و احساس محقق می توان گفت که :
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید.
ازدواج در کنار تولد و مرگ یکی از سه حادثه مهم زندگی آدمی است. تولد بدون اطلاع و اراده موعود اتفاق می افتد، مرگ نیز تا حدود زیادی خارج از کنترل اوست. ولی ازدواج در میان این سه، تنها حادثه ای است که امکان انتخاب در آن وجود دارد. اما این انتخاب و تصمیم گیری در خلاء صورت نمی گیرد بلکه در اجتماع تحقق می یابد. در این تحقیق محقق با توجه به رشته تحصیلی، عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مؤثر بر موضوع ازدواج را مورد بررسی قرار می دهد. چون تحولات اقتصادی و اجتماعی بر مناسبات خانوادگی و زن و شوهری تأثیر می گذارد و برعکس تحولی همچون تغییر سن ازدواج مؤثرند و آثار و پیامدهای مختلف این تعیین کنندگی کدامند؟ به طور خلاصه می توان گفت که اگر ازدواج در شرایط زمان خود صورت نگیرد، موجبات فراهم آمدن انواع جرایم خواهند بود، جرایمی که از لواط، فحشاء تن فروشی و زنا گرفته تا فرزندان نامشروع و خودکشی هایی که در این مورد انجام می گیرد.[1]
لازم به ذکر است که علت این که تحقیق در میان دانشجویان صورت می گیرد این است که چون دانشگاه یکی از نقاط مهم و حساس هر جامعه است و ارزشها از دانشگاهها به سایر نقاط جوامع توزیع می شود، بنابراین محقق علل بالا رفتن سن ازدواج دانشجویان را انتخاب کرده است.
پیشگفتار:
نهاد ازدواج که بنیان خانواده بر آن قرار دارد، در نتیجه پژوهشهای جدید تاریخی، جمعیت شناسی و مردم شناسی بهتر شناخته شده است. نگرشهای اتخاذ شده توسط این شاخه های علمی و مسائل مورد نظر آنها تا حدودی تقارب یافته و در نتیجه، شواهدی تازه را در این زمینه فراهم آورده اند. اینک برای ما امکان آن هست تا ما بهره گیری از اطلاعات مربوط به یک دوره تاریخی که در قرن شانزدهم میلادی تا زمان حال ادامه دارد، به تعدادی از سؤالات پاسخ دهیم که به سهم خود می توانند ابهامات مربوط به خانواده را به عنوان یک نهاد اجتماعی، مرتفع سازند. این سؤالات به مقوله های گزینش همسر، سن زوجین هنگام ازدواج و کارکردهای زناشویی مربوط می شوند.
در جامعه هایی که بر اصول اعتقادات استوار هستند، قوانین مشخصی ناظر بر روابط جنسی هستند، که ازدواج را مشروعیت می بخشند. در یک چارچوب حقوقی و شرعی، نهاد ازدواج رد مفاهیم بسیار متنوع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ریشه دارد. هنگامی که جمعیت شناسان نرخ ازدواج ـ یعنی نسبت تعداد ازدواج به کل جمعیت را محاسبه می کنند این سؤال را مطرح می سازند که آیا در گذشته ها تعداد ازدواجها بیشتر از امروز بوده و مردم در چه مواقعی از سال بیشتر ازدواج می کردند. بدیهی است در مورد دوره هایی که در مورد آنها هیچ یک از مجموعه های آماری مربوط به عصر حاضر در اختیارمان نیست، چنین محاسبه هایی سهل نخواهند بود ولی امروزه با توجه به مستندات و مدارک بدست آمده از کشورهای دیگر و کشور خودمان معلوم می شود که سن ازدواج رو به افزایش است و نرخ آن کاهش دارد.
آقای سگالن در کتاب جامعه شناسی تاریخی خانواده می گوید: از سال 1740 تا زمان حاضر، البته جز در برخی از دوره های جنگ، نرخ مطلق ازدواجها به طور مداوم از افزایش جزئی برخوردار بوده است. در حالیکه نرخ ناخالص ازدواج کمابیش ثابت باقی مانده است. تنها در سالهای اخیر شاهد تنزل در نرخ اخیر ازدواج بوده ایم.
از سال 1775 تا 1900 نرخ متوسط ازدواج در فرانسه 16 در هزار باقی ماند. در طول امپراطوری اول (14-1804) این نرخ با کاهش اندک به 15 هزار و در سالهای اخیر به 14 در هزار رسید. که البته در این میان اختلالات ناشی از جنگهای مربوط به انقلاب فرانسه، دوره امپراطوری و جنگ های سالهای 1-1870، 18-1914، 45-1939 نادیده گرفته می شوند، در این سالها، تعداد زیادی از ازدواج ها به تعویق افتاده اند و بعداً نرخ فوق را در سالیان بلافاصله پس از ترک مخاصمان افزایش دادند.[2]
در کشور خودمان با مرور ارقام ازدواج طی سالهای 1368 تا 1372 ملاحظه می گردد تعداد ازدواجهای ثبت وگزارش شده طی این دوره، علی رغم افزایش جمعیت، با ثبات نسبی در سالهای 68، 69، 70 روبرو بوده و در سال 1371 کاهش حدود 22 هزار رویداد ثبت شده به پایین ترین سطح این دوره افت کرده و سپس با افزایش 40 هزار رویداد در سال 1372 از سطح سال 1368 گذشته است.[3]
در بیان علت این تحولات می توان به موارد زیر اشاره کرد:
نخست اینکه احتمالاً با پایان یافتن جنگ تحمیلی، نیروهای جوان و مجری که دوران خدمت در جبهه ها را سپری می کردند مجال تشکیل خانواده یافته و شرایط اجتماعی نیز به این مساعدت نموده است. در نتیجه ارقام ازدواج در سال 1368 بالاتر از سنوات ماقبل بوده است. با عادی شدن تدریجی شرایط اجتماعی تعداد ازدواجها نیز به حالت عادی رجوع کرده است.
کاهش رویداد ازدواج در سال 1371 ممکن است نتیجه شرایط اقتصادی بوده باشد که با اعلام نتایج به مسئولین امور منجر به اخذ تصمیمات در سطح کلان گردیده و متعاقب آن شاهد افزایش رویداد در سال 1372 بوده ایم. همچنانکه می دانیم تأثیر نوسانات اقتصادی در ازدواج از دیرباز شناخته شده است.[4]
فصل اول ـ کلیاتی در باره تحقیق
1- موضوع تحقیق
2- بیان مسئله
3- تعریف موضوع
4- ضرورت تحقیق و اهمیت موضوع
5- اهداف تحقیق
6- فرضیات
1- موضوع تحقیق:
بررسی عوامل مؤثر بر بررسی (بالا رفتن سن) ازدواج میان دانشجویان پسر دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر (عج).
2- بیان مسأله
در این پژوهش مسئله مورد بررسی بالا رفتن سن ازدواج میان دانشجویان دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر(عج) می باشد. البته با اندکی تفحص و تحقیق معلوم می شود که این مشکل تنها به جامعه ما (ایران) اختصاص ندارد بلکه دامن گیر کلیه جوامع جهانی بعد از صنعتی شدن بوده و هست و روز به روز در حال اوج گیری می باشد. اینک محقق با توجه به رشته تحصیلی خود و تجارب چند ساله خود با دانشجویان از نزدیک مصاحبه ها و صحبت هایی که به طور شفائی در طول چند سال انجام داده این مسئله را به عنوان پایان نامه کارشناسی مورد تحقیق و بررسی قرار می دهد.
3- تعریف موضوع:
ازدواج رابطه ای است شرعی، عرفی یا قانونی بین زن و مرد که آنها را برای مدت دائم یا موقت با هم پیوند می دهد و از طرف جامعه به رسمیت شناخته می شود.[5]
در این بررسی موضوع عوامل مؤثر بر تأخیر در ازدواج می باشد یا به عبارتی بالا رفتن سن ازدواج در این بررسی می خواهیم بدانیم که چه عواملی باعث می شود تا رابطه زناشویی که یک رابطه شرعی، عرفی و قانونی است در جامعه صورت نگیرد. ازدواج را می توان از جنبه ها و موارد زیر تعریف کرد: رابطه ، کارکرد و نقش اجتماعی.
1-از نظر کارکرد ازدواج نهادی است که برای انجام وظایف خانواده، مانند تولید نسل و اجتماعی کردن کودکان و فرهنگ پذیر نمودن آنان به وجود آمده است.
2-از نظر رابطه، ازدواج پیوند پایدار زن و مرد و همزیستی آنان و فرزندان و اقوامشان می باشد.
3-از نظر نقش اجتماعی، ازدواج عبارت است از رابطه و مناسبات میان زن و مرد که در داخل الگوی وسیعی از مناسبات اجتماعی قرار می گیرد.[6]
تعریف و بررسی ازدواج عبارت است از اینکه فردی از نظر سنی در حد بالا هستند و می توانند ازدواج کنند ولی ازدواج نکرده اند در این بررسی به دنبال این هستیم که آیا چه عواملی باعث شده است که این افراد نتوانند ازدواج کنند به عبارت دیگر و بررسی ازدواج عبارت از این است که افراد دارای شرایط ازدواج هستند ولی ازدواج نکرده اند.
4- ضرورت تحقیق و اهمیت بررسی
ضرورت و اهمیت تحقیق در قبال این موضوع را از قرآن مجید شروع می کنم به این صورت که در این بررسی خیلی مختصر حدود 97 آیه در قرآن راجع به کلمه «زوج» و «نکح» بدست آمده است. آیا مطلب و موضوعی که خداوند متعال در کتاب خود این همه به اهمیت آن تأکید فرموده اند و پیشوایان دین اسلام و سایر ادیان آسمانی سفارشهای فراوانی درباره آن فرموده اند عدم به جاآوردن و انجامش جای سؤال نخواهد بود؟ آیا عدم ازدواج و تأخیر آن جهت بررسی و تحقیق از درجه بالای اهمیت برخوردار نیست؟
لازم به ذکر است که یکی از این علل انتخاب این موضوع جهت بررسی و تحقیق این است که با توجه به اهمیت ازدواج از دید قرآن مجید و پیشوایان دین و سایر علما و اندیشمندان علمی که به تجربه و تحقیق اطلاعات ارزنده ای ارائه نموده اند. پژوهش در قبال تأخیر ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج شاید از مهمترین و اساسی ترین پژوهشها می باشد.
وقتی که قرآن کریم مرد را در لباس زن و زن را در لباس مرد بیان می فرماید و پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
«ما نبی بناءُ فی الاسلام اجبُ الی الله من التزویج»
(هیچ کاخی در زندگی برافراشته نشده که محبوبتر از کاخ ازدواج نزد خداوند باشد.)[7]
با این حساب آیا از دست دادن این موهبت الهی خسران نیست و آیا پژوهش در قبال عدم ازدواج و عوامل مؤثر بر تأخیر آن مهمتر و ضروری تر نمی نماید؟
1-4- اهداف ازدواج
اهداف ازدواج که اهداف تحقیق و یافتن موانع و عوامل مؤثر بر نرسیدن به این اهداف نیز می باشد، به ترتیب زیر می باشد:
1-رسیدن به سکون و آرامش
2-شکوفایی عواطف و احساسات
3-تأمین نیازهای جنسی
4-حفظ نوع و نسب
5-جلوگیری از انحرافات اخلاقی و بیماریها
6-تعاون و همکاری
7-رسیدن به تمامیت شخصیت و تکمیل و تکامل
8-پاسخ به ندای فطرت
2-4- فلسفه ازدواج
علاوه بر ارضاء جنسی ـ تعهد و تکامل و رشد و شخصیت و آرامش و فوائد ارزنده دیگری است که برای انسان به ارمغان می آورد. در تشکیل خانواده، عزت و رشدی است که هیچ چیز دیگری جایگزین آن نمی شود. استاد مطهری می فرماید: یک خصایص اخلاقی است که انسان جزء در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آنها را کسب کند. تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقمند شدن به سرنوشت دیگران، اخلاقیون و ریاضت کشها که این دوران را نگذرانده اند، تا آخر عمر یک نوع «خاصی» و یک نوع «بچگی» در آنها وجود داشته است. همچنین استاد مطهری درباره نقش تربیتی ازدواج می فرماید:
« یک پختگی هست که این پختگی جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد نفس پیدا نمی شود، در نماز شب پیدا نمی شود، با ارادت به نیکان هم پیدا نمی شود، بلکه ازدواج و تشکیل خانواده باید بدست آورد.»[8]
3-4- فایده های تسریع و زیانهای تأخیر در ازدواج
1-حفظ و تقویت ایمان و معنویات : یکی از سپرهای قوی در برابر دشمنان«ایمان»، «ازدواج» است.
2-بهره مندی از دوران شیرین و با نشاط جوانی
3-پاک ماندن از فسادها و انحرافات جنسی
4-محفوظ ماندن از بیماریهای عصبی و روانی[9]
با توجه به مطالب فوق، ضرورت و بررسی تحقیق در زمینه ازدواج در حد خیلی بالا می باشد و جا دارد که تحقیقات علمی زیادی در این زمینه صورت بگیرد، چون تأخیر در ازدواج عواقب خطرناکی در پی دارد که در زیر به برخی از این عواقب اشاره خواهد شد، ولی پژوهش حاضر به صورت یک تحقیق بنیادی در حد محدود می باشد. هر چند سن مادر در هنگام ایجاد نسل بالاتر باشد ابتلای نسل به ضعف و ناتوانیها بیشتر است، که یکی از آنها امکان منگول شدنش می باشد. تا آنجا که ممکن است مادر زن در پیری، زن را زائیده و اینک که دخترش در جوانی زایمان انجام داده فرزند منگولیسم داشته باشد. یعنی حتی یک نفر در سن بالا ازدواج کند فامیل را به بی رواجی می افکند.
قبل از انعقاد نطفه، پدر و مادر خوب و از انعقاد نطفه تا تولد مادر و پدر خوب و از تولد تا مرگ معلم و والدین خوب لازم است تا نسل مورد پسند حضرت علی (ع) را آنچنانکه فرموده بتوان داشت و از این قرار:
« بزرگترین خدمتی که می توان به فرزند خود نمود انتخاب همسری شایسته و معلمی صالح می باشد.»
«علم بزبان مردم سخنان انبیاء را بازگو می کند.»[10]
4-4- سن و بیماری
یک تحقیق علمی که اهمیت موضوع تحقیق حاضر و عواقب شوم دیرکرد ازدواج را می رساند بدین صورت است که اخیراً طبق تحقیقات دکتر ژان پاول از انجمن سرطان مرکز پزشکی ملکه الیزابت بیرمنگام نتیجه جالبی بدست آمده است. طبق این تحقیقات زنان میانسال مجرد نسبت به زنان هم سن خود که شوهر دارند در دهة 1960-1970 بیشتر مبتلا به سرطان کولون شده اند. مهمتر آنکه در هر سنی که دختر بتواند تحمل آمیزش را داشته باشد و هورمونهایش به او شلاق کشش بزنند و قدرت جلب مرد را در آنها تحریک نمایند، آمار بیماریها در همان سن در نزد شوهر کرده ها کمتر از مجردهاست. پسر و دختر به سن بلوغ جنسی رسیده اگر تخلیه مربوط را انجام ندهند و یا در تخلیه آنها تأخیر باشد، حالات عصبانیت پیدا خواهند کرد و از این جهت که اعصاب ناراحت دارند زمینه پذیرش بیماریهای مختلط را فراهم می سازد.[11]
5-4- انواع بلوغ برای ازدواج لازم و ضروری است
مطالعات و تحقیقات به عمل آمده توسط دانشمندان نشان می دهد که پدیده للوغ منحصر به بلوغ فیزیکی نیست بلکه تلفیقی است از سایر انواع بلوغ که احراز آنها، خود را آماده ازدواج می سازد بنابراین این بلوغ به 5 مرحله تقسیم شده است. بلوغ فیزیکی، عاطفی، ذهنی، اجتماعی و اقتصادی. که هر کدام از این بلوغها به عنوان پایه و ستون ازدواج موفق می باشد. هر چند اهمیت آنها نسبت به هم فرق می کند و دارای سلسله مراتب اهمیت هستند.[12]
1- بلوغ فیزیکی (جنسی)
فرآیند بلوغ یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی هر فرد است. «استانلی هال» که پدر روانشناسی بلوغ معروف است، این مرحله را دوران طوفان و فشار می نامند. «روسو»دوره بلوغ را تولد مجدد می دانست. وقتی فرد به دوره بلوغ می رسد مثل این است که فرد دیگری با خصوصیات بدنی و روانی متفاوتی در وی به وجود می آید نوجوانی با تغییرات بیولوژیکی آغاز می شود این تغییرات در دختران در سنین 9-12 سالگی و در پسران 11 تا 13 سالگی بروز می کند. قد، وزن و به طور کلی رشد سریع جسمانی در این دوره تحت تأثیر هورمونهای غدد درون ریز، خصوصاً غده هیپوفیز قرار دارد. ترشح هورمونهای غده هیپوفیز و سایر غدد مانند غده فوق کلیوی، غده تیروئید و غده جنسی را فعال می کند. رشد بدنی سه تا چهار سال به طول می کشد که اوج آن در پسران 14 سالگی و در دختران 12 سالگی است. طی این دوره 15 تا 20 سانتیمتر بر قد و 20 تا 25 کیلوگرم بر وزن نوجوان اضافه می شود. عملکرد و غدد جنسی نه تنها باعث تغییراتی در ظاهر جسم بلکه باعث تغییراتی در ساختمان شخصیتی و روانی نوجوان نیز می شود.[13]
2- بلوغ عاطفی
بلوغ عاطفی مفهومی هنجاری در روانشناسی رشد است که به معنی گذر از بیچارگی و بی دفاعی دوره طفولیت خروج از سادگی کودکان و عبور از طغیان دورة نوجوانی و رسیدن به بزرگسالی است. بحرانهای مختلف زندگی فرصتی است برای محک زدن بلوغ عاطفی افراد. یک فرد بالغ در مواجهه با ناکامیها، بیشترین سعی خود را طرف فایق آمدن بر موانع و مشکلات و پذیرش منطقی امورد اجتناب ناپذیر می کند، در حالیکه برای یک فرد نابالغ، ناکامی فرصتی است برای ابراز غیظ، وی در شرایطی که خود را لبریز از خشم و غضب، آزردگی و یا شکست احساس می کند، حملات کور خود را متوجه نزدیکترین هدف در دسترس کرده و آنها را مقصر می داند و یا برعکس به خلوت گزینی و دل سوزاندن به حال خویشتن، سعی می کند از مسئله پیش آمده فرار کند. شخص بالغ قادر به ایجاد و حفظ روابط و مناسبات شخصی با دیگران است. کودکان فاقد این تواناییند. آنها به هر کسی که نیازهای آنان را برآورده سازد متکی می شوند بدون اینکه قادر به انجام خدمت متقابلی باشند. از طرف دیگر نوجوانان بسیار مشتاقند که در روابط خود با دیگران، استقلالشان را حفظ کنند در حالی که بلوغ عاطفی متضمن داد و ستد عاطفی هستند، چیزی که هم کودکان و هم نوجوانان فاقد آنند. ویژگی دیگر بلوغ عاطفی توانایی درک احساس دیگران یا همدلی است. افراد نابالغ آنچنان غرق در نیازهای خود هستند که نمی توانند بفهمند دیگران چه احساسی دارند. بچه ها موجوداتی خود محورند و سالها طول می کشد تا یاد بگیرند که احساس دیگران را نیز به رسمیت بشناسند. فراتر از به رسمیت شناختن نیازهای دیگران، پذیرش مسئولیت برآوردن آن نیازهاست. شخص نابالغ شاید بتواند برای لحظاتی کوتاه و گذرا دگردوست باشد اما وی همیشه از قبول تعهدات بلند مدتی که مخل و مزاحم علایق متلون و متغیرش باشد گریزان است. ازدواج و تشکیل خانواده به معنی پذیرش این مسئولیت مادام العمر و قبول تأمین نیازهای شریک زندگی است.
بلوغ عاطفی برای موفقیت در همه مناسبات و روابط انسانی، امری لازم و ضروری است اما ازدواج در این میان بیشترین نیازها را به این بلوغ دارد. خانواده امروزی بیش از گذشته بر قابلیتها و استعدادهای عاطفی ـ روانی زوجین متکی است. موفقیت زناشویی در خانواده های گذشته کمتر بر شخصیت طرفین ازدواج بوده ولی امروزه ازدواج دیگر یک ضرورت اقتصادی نیست، موفقیت در ازدواج منوط به توانایی هر یک از زوجین در وقف کردن وجود خود برای دیگری است.
3- بلوغ ذهنی:
روانشناسان معتقدند که ذهن انسان تا قبل از 15 سالگی به بلوغ نمی رسد. به زعم روان شناسان بلوغ ذهنی از چند مؤلفه تشکیل شده است:
1-مشاهده اشیاء و پی بردن به رواب بین آنها
2-قدرت حافظه
3-قدرت تخیل (توانایی فرض و استنتاج)
4-قدرت استنباط و قیاس
5-قدرت تمرکز و توجه
شکی نیست که کودکان حدی از قابلیتهای فوق الذکر را واجدند اما فرد بالغ همه این قابلیتها را به طور کاملتر و موزونتری دارد. البته در مواردی ممکن است رشد ذهنی با سن تقویمی و سن فیزیکی انطباق نداشته باشد بدین معنی که فردی ممکن است به لحاظ تقویمی بزرگسال محسوب شود و به لحاظ سن فیزیکی دارای تمامی مشخصات فیزیکی بلوغ باشد اما مجازات عقلی و بهره هوشی وی بسیار پایین و در حد یک کودک باشد. روانشناسان به چنین وضعیتی «عقب ماندگی ذهنی» می گویند. ورود به عرصه ازدواج، ذهنیتی پخته و بالغ را می طلبد. مشکلات و موانعی را که در جامعه مدرن و یپچیده امروزی بر سر راه حیات خانوادگی قرار می گیرد و جز با ذهنی پخته و بالغ نمی توان از میان برداشت.
4- بلوغ اجتماعی
بلوغ اجتماعی بدین معنی است که فرد بتواند با اتکاء به خود و بدون استمداد از دیگران از عهده آنجا مکارهای خود در موقعیتها و وضعیتهای اجتماعی برآید. به طوری که احتیاجی نداشته باشد به اینکه مثلاً کسی او را اول صبح برای رفتن به سرکار به زور از خواب بیدار کند یا حمام کردن را به وی یادآور شود، به جای آوردن عبادات شخصی و بسیاری از مسئولیتهای دیگر را به وی تذکر دهد. در تجمعات اجتماعی به عنوان مهمان یا میزان بتواند نقش خود را ایفا کند. با اعتماد به نفس به تنهایی مسافرت کند. آداب اجتماعی را در برخورد با دیگران در کلیه اشکال ارتباطات انسانی رعایت کند. در این مرحله فرد با اشتغال به کار و فعالیتهای اجتماعی دیگر در صدد اثبات استقلال و هویت خود برمی آید.
5- بلوغ اقتصادی
بلوغ های فیزیکی، عاطفی و اجتماعی جزو آمادگی های شخصی برای ازدواج می باشند و اما بلوغ اقتصادی تحت تأثیر مقتضیات محیطی و خارجی است و در شرایط اقتصادی فعلی جامعه ما توجه بیشتری را به سوی خود جلب کرده است. در موقع ازدواج سؤالات زیدی در خصوص جنبه های اقتصادی زندگی مشترک مطرح می شود. از جمله: آیا میزان درآمد برای تأمین مخارج زندگی زن و فرزند کفایت می کند؟ اگر نه از چه راههایی این کمبود جبران می شود؟ آیا زن و شوهر مایلند از والدین و بستگان خود کمک های مالی دریافت کنند؟ آیا شغل شوهر با دوام و باثبات است؟ توانایی وی در مالکیت منزل مسکونی یا اجاره تا چه حد است؟ آیا پول کافی برای شروع زندگی مشترک و خارج اولیه ازدواج را در اختیار دارد یا خیر؟
بلوغ اقتصادی آنگاه حاصل می شود که فرد توانایی آن را داشته باشد که بدون کمک دیگران از عهده تأمین معاش خود و زن و فرزندانش برآید.[14]
سن ازدواج
تا بدین جا از آمادگیهای لازم جهت ازدواج و تشکیل خانواده سخن گفتیم. حالا این سؤال مطرح می شود که بهترین و مناسبترین سن ازدواج زنان و مردان در چه سنی است؟ از مرور بحثهای فوق در خصوص انواع بلوغ این نکته کاملاً روشن می شود که هیچ سن تقویمی تثبیت شده ای را نمی توان به عنوان مناسبترین سن برای ازدواج معرفی نمود. اما اگر تمامی جنبه های بلوغ را مد نظر داشته باشیم شاید بتوان گفت شمار کسانی که در سنین کمتر از 20 سالگی از بلوغ کافی و همه جانبه ای جهت ازدواج برخوردار می شوند بسیار کم است.
قانون مدنی ایران (مصوب قبل از انقلاب) سن ازدواج را برای زنان تا 15 سال تمام و برای مردان 18 سال کامل را تعیین کرده اند و جز در موارد استثنایی (رجوع شود به ماده 1041 قانون مدنی سابق) ازدواج در سنین پایین تر ممنوع بود. البته بین قانون و واقعیت (عرف) فاصله هایی هم وجود داشت. متن قانون در تمامی نقاط کشور رعایت نمی شود به طوری که ازدواج زودرس به دلیل فقدان منع شرعی و عرفی در جوامع ایلی و روستایی و گاه شهرهای کوچک ایران مکرر به پشم می خورد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سن بلوغ (سن قانونی ازدواج) برای زن و مرد به ترتیب 9 و 15 سال قمری تعیین گردید.[15]
الف ـ اهمیت پزشکی تأخیر در سن ازدواج دختران
دخترانی که در سن 30 سالگی به بعد (به تعبیری 27 سالگی به بعد) ازدواج می کنند در معرض انواع خطرات و تهدیدات قرار دارند. برخی از این خطرات عبارتند از : وضع حمل پردرد و طولانی تر، افزایش احتمال مرگ و میر مادر و نوزاد قبل از زایمان، افزایش احتمال زاییدن کودکان منگولی و مبتلا به اختلالات کروموزومی ، دوقلو زائیدن ، البته هر چه زایمان اول به سمت زایمانهای بعدی حرکت کنیم احتمال خطرات فوق چند برابر می شود. همچنین احتمال ابتلا به سرطان کولون نیز با بالا رفتن سن دختران مجرد افزایش می یابد.
ب ـ آثار اجتماعی تأخیر در سن ازدواج دختران و پسران
1-از پیامدهای قابل توجه ازدواج معوق، کوتاهتر شدن دوره باروری زنان است.
2-به علاوه تأخیر در سن ازدواج مردان موجب افزایش فاصله سنی بین زوجین در مواقع ازدواج می شود. مردانی که با تأخیر ازدواج می کنند معمولاً دختران بسیار جوانتر از خودشان را به همسری برمی گزینند. در حالی که مردانی که زودتر ازدواج می کنند همسرانی نزدیکتر به سن خود را انتخاب می کنند.
3-از آثار ازدواج معوق، افزایش فاصله زمانی بین بلوغ فیزیکی(جنسی) و بلوغ اقتصادی است که این خود می تواند دو نتیجه را به دنبال داشته باشد:
خویشتنداری و رهبانیت موقت و احتمالاً تحمل محرومیتها، ناکامیها و عقده های جنسی و دیگر افزایش بیماریها، انحرافات و بزهکاریهای جنسی است که به دلیل تضعیف تابوهای اجتماعی در خصوص روابط جنسی خارج از محدوده زناشویی. در جوامع غربی تأخیر در سن ازدواج با عامل دیگری در ارتباط است و آن سهولت و رواج روابط خارج از دایره زناشویی است به طوری که افراد برای پذیرش مسئولیتهای ناشی از ازدواج معوق، خود باعث به وجود آوردن مسئله دیگری شده است و آن تهدید خانواده و تضعیف ارزشهای اخلاقی است.[16]
ازدواج یکی از مراحل زندگی طبیعی انسان است که برای هر زن و مرد سن و سال خاصی دارد و تأخیر در آن مجاز نیست. گریز از ازدواج نشانه اختلالی در وجود فرد است. سن ازدواج از دیدگاه علمی آن دوره ای است که فرد آماده است که وظایف و تکلیف خود را در چهارچوب یک زندگی مشترک به انجام نیک برساند و حقوق خود را در آن چهارچوب استیفا نماید.
ازدواج نیاز اساسی برای انسان
انسان موجودی است که به کلام قرآن «فالهمها فجورها و تقوها» ( پس به او زشتی ها و پرهیزکاری ها را الهام کردیم) موجودی است که اگر در خود به خوبی دقت کند نیک و بد را بدون هیچ راهنمایی نیز می داند. موجودی است که بر اساس تعریف دارای پنج طبقه نیازمندی است:
الف ـ نیازهای زیست شناختی (مانند غذا ـ آب ـ هوا ـ خواب ـ ارضای جنسی)
ب ـ امنیت و قابل پیش بینی بودن محیط زندگی
ج ـ تعلق خاطر و عشق
د ـ احترام (شناخته شدن ، مورد قبول واقع شدن ، مورد اعتماد بودن)
هـ ـ تحقق نفس (معرفت کامل، پذیرش چگونگی عمل شخصی خود برای نیل به کمال و شرافت و ابراز استعدادهای بالقوه انسانی).
با توجه به مطالب فوق الذکر که ارضای جنسی انسان را جزء نیازهای زیست شناختی و فیزیولوژیکی انسان می داند، و ارضای نیاز جنسی انسان تنها از طریق ازدواج می تواند صورت گیرد، پس ازدواج یک نوع نیاز اساسی برای انسان است.[17]
5- اهداف تحقیق
در هر تحقیق قبل از هر چیز باید انگیزه و هدف تحقیق مشخص شود. بررسی ها و پژوهشهای اجتماعی دارای یکی از دو هدف زیر می توانند باشند:
1- یا برای بررسی تجربی تئوریها و سنجش میزان تطبیق آنها با واقعیت است تا بدین وسیله دامنه علم در زمینه شناخت گسترش یابد.
2- و یا برای مسائل حاد روزمره اجتماعی و یافتن راه حل های آنها می باشد. اینگونه مسایل نیز می بایست در رابطه با تئوریهای موجود بررسی شوند.[18]
جنبه علمی و کاربردی این تحقیق در سطح وسیع و گسترده نمی باشد چون مسئله یک مسئله کلی در سطح کل جامعه ایران است، در حالی که این پژوهش تنها شامل محیط محدود دانشگاه مجتمع ولیعصر(عج) می باشد، که اگر هم جنبه کاربردی داشته باشد، تنها در این مکان بکار خواهد رفت. بلکه این بررسی بیشتر جنبه بنیانی دارد و در واقع برای بررسی تجربی و تئوریها و سنجش میزان تطبیق آنها با واقعیت ها می باشد. هدف عمده از این تحقیق، ارائه پایان نامه کارشناسی در رشته علوم اجتماعی می باشد و علت اینکه از بین هزاران مسئله اجتماعی، این مسئله را به عنوان موضوع پایان نامه انتخاب کرده ام، این است که در طول مدت تحصیل از نزدیک لمس کرده ام که حادترین مسئله و عمده ترین موانع رشد دانشجویان عدم ازدواج و افکار منفی ناشی از آن می باشد به این خار که خواستم پژوهشی در این مورد نموده و از عمق مسئله اطلاعاتی بدست آورده و عوامل و موانع ازدواح را پیدا کرده باشم.
با توجه به اهداف ذکر شده بالا، می توان گفت که تحقیق از هر نوعی که باشد دارای دو نوع هدف است:
1-اهداف کلی تحقیق (هدف تحقیق و بررسی)
2-اهداف جزء (هدف از طرح هر سؤال)
بنابراین اهداف موجود تحقیق به شرح زیر می باشد:
الف ـ هدف کلی (عام)
هدف کلی بررسی عوامل مؤثر بر بالا رفتن سن ازدواج در رابطه با تئوریهای موجود در این زمینه می باشد یا به عبارت دیگر: هدف کلی تحقیق آزمون روابط موجود میان عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و شخصیتی مؤثر بر بالا رفتن سن دانشجویان می باشد.
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 2041 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
بیومتریک چیست؟
تطابق یک به یک
تطابق یک به چند
معماری سیستمهای بیومتریک
پارامترهای مهم در سیستمهای بیومتریک
شناسایی از طریق چهره
الگوریتم تشخیص اثر انگشت
تصاویری از آثار انگشت تقلبی
اسامی خطوط اثر انگشت در شناسایی اثر انگشت
نمونه ای از کارت هوشمند چند منظوره
نمونه ای از کارت اعتباری بدون تماس
آزمایشگاه سیستم های بیومتریک – SfinGe
مراحل بررسی یک کارت شناسایی بیومتریک
الگوی دمایی نوک انگشت :
استفاده از آنالیز خطوط برآمدگی انگشت توسط نورهای تابیده شده
معرفی دستگاه اسکنر اثر انگشت هَمِستِر
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 81 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 108 |
در خصوص مبنا و فلسفه حکم ماده 630 ق.م.ا از منظر حقوقی، با توجه به وجود سابقه عرفی و اظهار نظر حقوقدانان در مورد مبنای آن، میتوان نظرات ارائه شده توسط علمای حقوق را در این باب تشریح کرد.
برای رسیدن به هدف فوق، مقدمتاً باید گفت: اصولاً وقتی عناصر متشکله جرم (عنصر قانونی، مادی، معنوی و عناصر خاص) جمع باشد، جرم واقع شده و مجازات قابل اعمال است. اما این اصل کلی، همیشه صادق نیست. قانون مواردی را معین کرده که با وجود جمع عناصر تشکیل دهنده جرم، باز هم مرتکب قابل مجازات نیست. اوضاع و احوالی که سبب این امر میشود از لحاظ کیفیت و ماهیت بر چهار نوع است: 1- جهات مشروعیت، مثل دفاع مشروع، امر قانونی و... 2- عوامل رافع مسوولیت کیفری، مثل صغر، سفه و... 3- معاذیر قانونی معاف کننده و تخفیف دهنده 4- کیفیات مخففه قضایی
هرکدام از این عوامل مانع اعمال مجازات میشود و دارای تعاریف، موارد و شرایط و آثار خاص خود هستند. در این فصل ضمن توضیحی در خصوص موارد یاد شده به بررسی سه نظریه متفاوت در توجیه حکم ماده از منظر حقوقی، توسط حقوقدانان میپردازیم.
4-1-1: جهات مشروعیت (علل موجه جرم)
جهات مشروعیت یا علل موجه جرم به عواملی اطلاق میشوند که جنبه مجرمانه بودن را از عملی که علیالاصول مجرمانه است و در قانون برای مرتکب آن مجازات خاصی پیشبینی شده است، سلب میکنند.
به عبارت دیگر شرایط و کیفیات خاصی توسط قانونگذار پیشبینی شده است که چنانچه در آن اوضاع و احوال، عمل مجرمانه ارتکاب یابد، وصف مجرمانه از عمل، سلب و عمل مباح تلقی میشود. به عنوان مثال هرگاه قتل که مطابق قانون جرم و دارای مجازات معین است، به خاطر دفاع از نفس یا در اجرای امر آمر قانونی واقع شود، فاقد جنبة مجرمانه بوده و مجازاتی به دنبال نخواهد داشت. در صورتی که این کیفیت خاص که قانون آن را معین کرده است، وجود نداشته باشد، عمل، مباح تلقی نشده و مجازات مقرر در قانون بر مرتکب آن تحمیل خواهد شد.
بنابراین به علت وجود اوضاع و احوال خاص، قانونگذار ارتکاب اعمالی را که در شرایط عادی جرم است، جرم نمیشناسد و مجازات نمیکند.[1] در نتیجه باید گفت که علل موجهه جرم: کیفیات و شرایط خارجی و موضوعی هستند که اصل عمل را مباح میسازند و کلیه کسانی که در ارتکاب عمل شرکت یا به نحوی مساعدت کردهاند، از مباح بودن عمل بهرهمند میشوند و مسؤولیتی نخواهند داشت.[2]
در کتابهای حقوقی و قوانین مختلف مصادیق متعددی نظیر دفاع مشروع، امر آمر قانونی، حالت ضرورت، رضایت مجنی علیه، به عنوان علل موجهه جرم معرفی شدهاند؛ گرچه در این مصادیق نظرات متفاوتی توسط حقوقدانان ارائه شده است و وحدت نظر وجود ندارد. از جمله آنها، دفاع مشروع است که به لحاظ ارتباط با موضوع لازم است در این مورد توضیحی ارائه شود.
4-1-1-2: دفاع مشروع
در حقوق اسلامی «دفاع مشروع، قدرتی بازدارنده است که به موجب آن حق انجام عملی که شرعاً ضروری است برای شخصی علیه دیگری وجود دارد تا خطر حقیقی، حال و غیر مشروعی را دفع کند که حق محترم مسلمان یا کافر ذمی یا مستأمن اعم از نفس، مال یا عرض و ناموس را مورد تهدید قرار داده است.»[3]
مناسبترین تعریف برای دفاع مشروع در حقوق عرفی بدین صورت است: «دفاع مشروع عبارت از حقی است که قانون آن را برای شخص مقرر کرده است تا با عملی که ضرورت دارد، خطر حقیقی، حال و غیر مشروعی را که نفس، مال یا ناموس او یا دیگری را مورد تهدید قرار داده است، دفع کند.».[4]
در دفاع مشروع، حقوق مورد حمایت شریعت، یعنی حقوق محترمه افراد، مورد تجاوز قرار میگیرد که در مقابل این تجاوز، دفاع بعمل میآید. این حقوق عبارت از نفس، مال و ناموس است. زیرا بر طبق حدیث نبوی «کل المسلم علی المسلم حرام دمه و عرضه و ماله» یعنی خون، ناموس و مال مسلمانان بر یکدیگر حرام است.[5]
با توجه به موضوع این تحقیق و تبیین مبانی ماده تنها به بحث دفاع از ناموس میپردازیم.
در قرآن کریم تصریح شده است که «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم» [6]یعنی هرکس که به جور و ستمکاری به شما تعدّی کرد، به اندازة تجاوزی که به شما کرده است، با او مقابله کنید. یعنی با ستمکاران به عدل مقابله کنید یکی از مصادیق دفاع مشروع، در خصوص دفاع از ناموس است که برای حفظ کیان خانواده واجب می باشد و الّا بقای خانواده متزلزل میشود. فقهای عظام نیز در این باره فتوی دادهاند که: «چنانچه بر حریم زوجه یا غیر او، تجاوزی صورت گیرد، واجب است که آن تجاوز، به هر نحو ممکن دفع شود، حتی اگر منجر به قتل مهاجم شود.»[7]
به عنوان مثال، چنانچه مردی، ارادة تجاوز به زنی کند و زن نتواند آن تجاوز را به جز از طریق قتل او خنثی کند، بر وی واجب است که متجاوز را در صورت امکان به قتل برساند.[8] حال چنانچه شخص از خود دفاع نکند، به خاطر ترک واجب، مستحق عقوبت اخروی خواهد بود[9]. بنابراین چنانچه کسی با زنی رابطة زوجیت دائم یا موقت، داشته باشد و مرد اجنبی را در حالی که با همسرش مشغول زنا است، مشاهده کند و زن نیز در انجام عمل زنا، تمکین داشته باشد، مجاز است که هر دو را به قتل برساند و گناهی بر او به خاطر ارتکاب قتل نیست و دلیل بر این جواز قتل، روایات و اخبار وارده است که فقها به آنها استناد کردهاند.
مادة 61 ق. م. 1. مصوب 1370 مقرر میدارد: «هرکس در مقام دفاع از نفس یا عرض و یا ناموس و یا مال خود یا دیگری و یا آزادی تن خود یا دیگری، در برابر هرگونه تجاوز فعلی و یا خطر قریبالوقوع، عملی انجام دهد که جرم باشد، در صورت اجتماع شرایط زیر، قابل مجازات نخواهد بود...».
همانگونه که ملاحظه میشود، مقنن در این ماده، دفاع از عرض یا ناموس را از جمله موارد دفاع مشروع دانسته که در این مورد، لازم است توضیحاتی پیرامون معنای لغوی و اصطلاحی عرض و ناموس ارائه دهیم.
"عرض" از نظر لغوی به معنای بدن، تن مردم، ناموس و آبروی مرد که از نقصان و رخنه نگاه دارد، ذکر شده است[10] و بدین جهت بعضی از حقوقدانان، عرض و ناموس را از لحاظ معنی واژهها، مترادف با یکدیگر میدانند و معتقدند که مقصود مقنن از بکار بردن جداگانه دو کلمه عرض و ناموس، شمول کلیه مفاهیمی است که متبادر به ذهن میشود؛[11] در صورتی که به نظر میرسد نتوان آن دو را مترادف با یکدیگر دانست. ناموس در لغت به معنای حیثیت، اعتبار، حیا و آبرو است.[12] این لغت در معنای خاص خود و به اعتقاد بعضی از حقوقدانان، امری اعتباری است و با توسل به خصوصیات نژادی، قومی و آداب و رسوم، ممکن است مصادیق مختلف داشته باشد.[13] از نظر اصطلاحی، بین عرض و ناموس، سلسله مراتبی وجود دارد، به نحوی که عمل علیه ناموس تجاوز یا در صدد تجاوز برآمدن علیه زن به منظور انجام مواقعه و نزدیکی است؛ ولی فعل برخلاف عرض میتواند شامل هر عمل منافی عفت دیگری مانند بوسیدن یا در صدد بوسیدن برآمدن نیز بشود و به طور کلی میتوان گفت دو کلمة مذکور، مکمل یکدیگرند و هر نوع عمل منافی عفت را در بر دارند و چنانچه شخصی در مقام دفاع از ناموس و عرض خود، فردی را که درصدد هتک حیثیت و آبرو و شرف وی برآمده است، در حین عمل با رعایت شرایطی که در باب دفاع مطرح میشود، مورد ضرب و جرح قرار دهد و یا حتی به قتل برساند، از معافیت قانونی از مجازات برخوردار خواهد شد.[14]
بنا به تعریفی که قبلاً از دفاع مشروع بیان کردیم، ارکان دفاع مشروع، عبارت از تجاوز و دفاع که هریک باید دارای شرایطی باشند تا به عنوان عامل موجهه جرم، مشروع به شمار آید.
4-1-1-2-1-1-تجاوز باید غیر مشروع باشد:
تجاوز زمانی غیر مشروع است که حق قانونی یا شرعی فردی را به ناحق مورد تهدید قرار دهد. در حقوق اسلامی، جان، مال و حریم مردم، محترم شمرده شده است و این امور مصون از تجاوز هستند و حق صاحبان آن است که از آنها در کمال سلامت، حفاظت و نگهداری کنند و تجاوز و تعدّی دیگران به آنها منع شده است و فقهای اسلام، خطراتی را که بدون حق، این امور را تهدید میکند، غیر مشروع دانستهاند.
بنابراین، تجاوزی که حرام و از روی ستم باشد، غیر مشروع شناخته میشود. حال اگر تجاوز شخص متجاوز مشروع باشد، جایی برای دفاع مشروع باقی نمیماند و این تجاوز، زمانی مشروع است که عمل متجاوز برای اجرای حق یا برای انجام وظیفهای باشد؛ به همین دلیل، مقاومت در برابر مقام صلاحیتدار یا مأمورین اجرای قانون، در حدود وظایفی که بر عهده دارند، با استناد به حق دفاع، جایز نیست؛ زیرا عمل آنان مشروع و قانونی است.[15]
4-1-1-2-1-2-تجاوز باید قطعی یا قریبالوقوع باشد:
از آنجا که نقش دفاع مشروع، جلوگیری از تعرضها یا تجاوزها با توجه به شرایط آن است، به مجرد وجود دلایل و قرائن عینی و معقول بر این که متجاوز به زودی قصدش را عملی خواهد کرد و قطعیت اجرای تجاوز در نزد مدافعین متیقن شود، چنین تجاوزی قطعی یا قریبالوقوع محسوب میشود. بنابراین اگر تجاوزی در گذشته انجام پذیرفته باشد، دلیلی وجود نخواهد داشت که فرد آسیب دیده، در زمان حاضر به مقابله با آن بپردازد؛ زیرا این عمل، جنبة انتقامجویی دارد و مخالف با فلسفه دفاع مشروع است. در نتیجه، منظور از شرط اخیر آن است که قصد تجاوز به نحو قاطعی آشکار و برای مدافع این اطمینان حاصل شود که چنانچه در مقام دفاع بر نیاید، متجاوز قصد خود را به مرحله اجرا درخواهد آورد.[16]
4-1-1—2-1-3-تجاوز باید توأم با عنف و اکراه باشد:[17]
این شرط از جمله شرایطی است که در بحث دفاع از عرض و ناموس، باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد. عنف در لغت به معنای درشتی و سختی، تندی و ستیزه کردن و ضد رفق و مدارا است.[18] به عبارت دیگر، چنانچه شخصی در مقابل تجاوز به عرض و ناموس دیگری که توأم با عنف و اکراه است برآید، باز هم به دلیل تجویز شارع، دفاع از شخص مورد تجاوز، مشروع خواهد بود.
بند (ب) مادة 629 ق. م. ا [19].دفاع از عرض و ناموس دیگری را تنها زمانی مجاز و مرتکب رفتار مجرمانه در مقام دفاع علیه متجاوز را معاف از مجازات میداند که تجاوز، توأم با اکراه باشد؛ البته تبصره ماده 61 ق. م. ا[20] مصوب 1370، دفاع از دیگری را در صورتی مشروع میداند که شخص مورد تجاوز، ناتوان از دفاع باشد و تقاضای استمداد کرده و یا لااقل در وضعیتی قرار گرفته باشد که امکان استمداد نداشته باشد.
4-1-1-2-1-4-دفاع، باید ضرورت داشته باشد:
ارتکاب اعمال مجرمانه برای دفع تجاوز، در صورتی که تنها وسیلة ممکن برای دفاع باشد، مشروع تلقی میشود. بنابراین اگر شخص به آسانی بتواند متجاوز را خلع سلاح یا دفع کند، ولی با وجود این، مرتکب قتل یا ضرب و جرح متجاوز شود، عمل او دفاع مشروع، محسوب نخواهد شد. بنابراین مقصود از ضرورت، وجوب انجام عمل دفاعی نیست. به طوری که دفاع نکردن حرام باشد، بلکه شرط ضرورت، متعلق به جنس عمل دفاعی است. بدین سبب، فقهای امامیه، شافعی، مالکی، حنبلی، حنفی، زیدی و ظاهری، همگی عقیده دارند که بکارگیری هر عملی از اعمال دفاعی، تا زمانی که دفاع متوقف بر آن نبوده و طریق دیگری وجود نداشته باشد، جایز نیست.»[21]
بنابراین در حالت دفاع مشروع، بکار گرفتن عملی برای دفع خطر جایز است که دفاع تنها به وسیله آن ممکن باشد.
4-1-1-2-1-5-دفاع، باید متناسب با تجاوز باشد:
عمل دفاعی، زمانی متناسب است که با کمترین حد ممکن از قدرت لازم برای دفع تجاوز صورت گیرد. دلیل این امر آن است که استفاده از این حق، تنها برای ضرورت دفع تجاوز مقرر شده است و با امکان تحصیل مقصود با عمل سبکتر و آسانتر، استفاده از عمل سنگینتر و شدیدتر، ضرورتی ندارد؛ زیرا هدف از دفاع، دفع تجاوز است. البته تشخیص این امر که دفاع متناسب با تجاوز بوده است یا نه، امری موضوعی است که با توجه به اوضاع و احوال هر مورد خاص، از طرف قاضی صورت میگیرد. معیاری که برای تناسب توسط فقها بیان شده است، ظن غالب مدافع یا هر عملی است که به فکرش خطور میکند که با توجه به شرایط روحی و شخصی خود و اعتبارات متجاوز و حالت تجاوز، قادر به انجام آن است.[22] برخی از فقهای امامیه در این مورد میگویند: «اگر مدافع، کسی را در حال عملی غیر از جماع با کنیز یا زن یا غلام یا پسرش بیابد، حق دارد با عملی که انتظار دفع متجاوز با آن را دارد، او را دفع کند.»[23]
نتیجه آنکه، شرط تناسب دفاع با حمله را میتوان مکمل شرط ضرورت دفاع دانست؛ به دلیل آن که زمانی که برای دفاع ضرورتی وجود نداشته باشد، مسلماً دفاع به هر نحوی که اعمال شود، واجد شرط تناسب نیز نخواهد بود و چنانچه اقدام به دفاع ضرورت پیدا کند، آنگاه بایستی این دفاع، متناسب هم باشد. علاوه بر این، از شرط تناسب دفاع با تجاوز، توجه به این نکته معطوف است که شدت صدمات وارده در نتیجه دفاع، متناسب با تجاوزی باشد که در صورت خودداری از دفاع، ممکن بوده است شخص مدافع را تهدید کند.[24]
شرط تناسب دفاع با تجاوز اساسیترین شرایط دفاع است که قانونگذار صراحتاً در بند (1) مادة 61 ق. م. ا. و نیز مادة 625 و بند (ب) مادة 627 قانون مذکور، به آن اشاره کرده است.
با مراجعه به تاریخ حقوق جزا این مطلب روشن میشود که بشر تا حد امکان در برابر اقدامات غیر عادلانه و غیر مشروع تسلیم نشده و دفاع در مقابل آن را از حقوق طبیعی خود به حساب آورده است. به تعبیر دیگر اقدامات تلافیجویانه و مقابله بهمثل توسط فرد از بدیهیترین حقوق بشری است و فرد نوعی حق برای خود و نوعی تکلیف نسبت به دیگران در این مقوله میشناسد و لزوم حفظ روابط اجتماعی و انسانی ایجاب میکند که در برابر حمله و تهاجم غیر عادلانه دیگران از خود واکنش نشان دهد که این دفاع بحق، ولو در شرایط عادی جرم باشد، قانون آن را مجاز دانسته است.[25]
در حقوق رم، دفاع مشروع جرم شناخته نمیشد و سیسرون آن را به عنوان اصلی از حقوق طبیعی به شمار میآورد. در حقوق قدیم فرانسه تحت تأثیر اندیشههای مسیحیت، دفاع مشروع با محدودیتهای فراوان مورد قبول قرار داشت.[26]
در توجیه حقوقی دفاع مشروع و پاسخ به این سؤال که چرا کسی در حالت دفاع مشروع، مرتکب عملی شود که در حال عادی جرم تلقی میشود، مسؤولیت ندارد و مجازات نمیشود، نظرات متفاوتی وجود دارد.
عدهای به تئوری «اجبار معنوی» استناد کردهاند. مطابق این تئوری، مدافع در اثر حمله وارده، آزادی ارادة خود را در ارتکاب عمل از دست میدهد و در حالت اجبار معنوی قرار میگیرد و باعث میشود فعل ارتکابی به او قابل استناد نباشد و در نتیجه شخص قابل مجازات نباشد. با پذیرفتن این تئوری، دفاع مشروع از علل رافع مسؤولیت به حساب میآید که جنبة شخصی دارد. در حقوق قدیم فرانسه وقتی کسی به هنگام دفاع مشروع باعث قتل یا جرح دیگری میشد، او را مجرم میشناختند، ولی مجازات نمیکردند و معتقد بودند که حمله باعث شده است که آزادی ارادة او سلب شود و به ارتکاب جرم مجبور شود.[27]
با توجه به فرض مسأله، این تئوری غیر قابل قبول است، بدلیل آنکه دفاع مشروع از علل موجهه جرم است و پذیرش این تئوری به عنوان فلسفه دفاع مشروع، آن را در عداد علل رافع مسؤولیت کیفری قرار میدهد و مستلزم آن است که اولاً، دفاع از شخص ثالث را همیشه مشروع ندانیم، ثانیاً، برخلاف آنچه که حق و عدالت اجتماعی حکم می کند، در مقابل تعرضات قانونی و عادلانه مأمورین دولت نیز، هر نحو که اعمال شوند موجب بروز اختلال در اراده و ایجاد اضطراب و تشویش و تهییج انسان میشوند، دفاع را مشروع دانسته و اجازة اجرای عکسالعمل مجرمانه را به مجنیعلیه بدهیم.[28]
به نظر عدهای دیگر، دفاع مشروع «اجرای حق» است. هگل معتقد است، تهاجم نفی حق است و دفاع، نفی این نفی؛ در نتیجه اجرای حق است. مطابق این تئوری، دفاع مشروع جرم نیست تا بتوان مرتکب آن را تحت تعقیب قرار داد و مجازاتی برای آن در نظر گرفت.[29]
این نظریه که مورد قبول اغلب حقوقدانان است، دفاع مشروع را در عداد علل موجهه یا جهات مشروعیت قرار داده است و اقدام شخص در مقابل یک حمله غیر قانونی را اعمال حق وی دانسته است. توجیه این امر، بدین قرار است که اگرچه در اجتماعی که قانون حکمفرماست، افراد نمیتوانند شخصاً مجری قانون شوند و خود در مقام دفاع و دفع تجاوز برآیند، ولی چنانچه فردی در معرض خطر فعلی و قریبالوقوع قرار گیرد و دخالت اجتماع نیز مفید در دفع خطر از وی نباشد، فرد این حق را دارد که خود اقدام کند و متجاوز را از تعدی باز دارد، زیرا در مقام مقایسه حقوق و آزادیها و تمامیت جسمانی حمله کننده ، شخص مورد حمله، شخص اخیر بیشتر قابل احترام است. حتی میتوان گفت که وی با اقدام به موقع خود، نظم اجتماع را حفظ کرده است و ممکن است فلسفه دفاع از دیگری را نیز در این معنا قلمداد کنیم.[30]
4-1-1-2-2-3- تئوری عمل و مقابله به مثل یا جبران بدی با بدی
زیربنای این تئوری مبتنی بر این اصل استوار است که پاداش بدی، بدی همانند آن است و این طرز تفکر طرفداران سیستم عدالت مطلقه است. طرفداران این تئوری دفاع مشروع را فینفسه جرم میدانند؛ اما جرمی که بواسطة تحقق عدالت در مقام عکسالعمل نسبت به اقدام متعرضانه شخص متعرض صورت میپذیرد و مجازات ندارد.[31] به عقیده ایشان، ضرورت دفاع، موجب تحول و تغییر ذات و نفس عمل جرمزائی که در مقام اعمال دفاع انجام میشود، نمیشود و زشتی و قبح و جرم بدون آن را به حسن و حق تبدیل نمیکند؛ اما نظر به اینکه این عمل پاسخ به متعرضی است که با اقدام خود، حمایت قانون را از خودش سلب کرده ، عادلانه است و لزوم تحقق عدالت موجب عدم اعمال مجازات نسبت به وی میشود. به تعبیر دیگر، دفاع پاداش بدی و زیانی است که از تعرض شخص حاصل میشود و بدین صورت است که بدی جبران شده و از این جبران، استقرار نظم در جامعه نیز تأمین میشود.[32]
4-1-1-2-2-4تئوری «تعارض دو حق »:
این تئوری حاکی از آن است که در تعارض و برخورد بین دو حق، ناچار بایستی یکی از آن دو را فدا کرد و در این صورت شکی نیست آن حقی که واجد ارزش و اهمیت کمتری است، برای فدا شدن، مناسبتر و عادلانهتر خواهد بود. در دفاع مشروع حق مدافع با حق مهاجم تعارض پیدا میکند و چون حقوق فردی که بناحق مورد تعرض واقع شده است، نسبت به حقوق شخص متجاوز از نظر عقلی و منطقی از اهمیت بیشتری برخوردارمی باشد، لازم است از حمایت قانونی بهرهمند شود، مضاف بر آنکه شخص متعرض با اقدام خویش، قوانین و مقررات جامعه را نقض کرده است و موجب ایجاد اختلال در نظم جامعه و آرامش عمومی شده و با این وصف خود را از حمایت قانونی محروم کرده است. بنابراین در صورتی که بر اثر عمل مدافع، ضرر و زیانی اعم از مادی و معنوی متوجه وی شود و این خسارت مورد حمایت قانون واقع نشود و بلاجبران باقی بماند، جامعه نسبت به این امر حساسیتی از خود نشان نمیدهد و حال آنکه عدم حمایت از حقوق تضییع شدة فرد مورد تجاوز به لحاظ بیگناهی و عدم تقصیر وی و مظلوم واقع شدن او موجب بر انگیخته شدن احساسات و عواطف جامعه میشود.[33]
4-1-1-2-2-5-تئوری «رعایت حق و نفع جامعه»:
این تئوری در عین این که گرایشی به نظریة حقوق طبیعی است، متأثر از افکار روسو است. به عقیده طرفداران این تئوری، منشأ دفاع اجتماعی، دفاع فردی است؛ یعنی قبول مشروعیت دفاع فردی است که موجب موقعیت کنونی دفاع شده است و چنانچه به علل دفاع اجتماعی نقش خود را نتواند اجرا کند، دفاع فردی در این وضعیت میتواند با رعایت حدود و موازین و بدون تجاوز و زیادهروی بطور مؤثری تجلّی کند.[34]
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2952 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 115 |
چکیده:
در این تحقیق به بررسی اثرا ت بازی گروهی و با قاعده در رشد اجتماعی دختران 4 تا 5 ساله مدارس آمادگی شهر تهران پرداخته شد، بدین ترتیب پس از تدوین سوال و فرضیه دال بر اثبات ثبت بازی درمهد کودک بخصوص بازی گروهی و باقاعده درمهد کودک بر میزان رشد اجتماعی، بررسی مباحث نطری و بخصوص نظری وایلند درمحیط رشد اجتماعی تأکید شد، پس از آن تعداد و 60 نفر به عنوان نمونه تحقیق به صورت تصادفی با روش نمونهگیری خوشهای گزینش شدند و از پرسشنامه وایلند بر روی آنها اجرا گردید. سپس از طریق آزمونt استیودنت گروههای مستقل با آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد و مشخص گردید که میانگین رشد اجتماعی کودکی یا کودکانی که درمهد کودک بازی گروهی و با قاعده انجام میدهند درمقایسه با کودکانی که در مهد کودک بازی گروهی و با قاعده انجام نمیدهند، بالاتر است و این تفاوت ازلحاظ آماری در سطح 1 0 / 0 * معنا دار میباشد. بنابراین میتوان نتیجهگیری نمود که بازی گروهی و با قاعده درمهد کودک میتوان تأثیر مثبتی را در افزایش رشد اجتماعی کودکان ایفا نماید.
فصل اول:
موضوع
مقدمه
بیان مسئله
ضرورت پژوهش
هدف پژوهش
فرضیه
تعریف مفهومی و عملیاتی
موضوع: بررسی تأثیر بازی گروهی و باقاعده در رشد اجتماعی دختران 4 تا 5 ساله مدارس آمادگی منطقه 7 تهران بر اساس تست رشد اجتماعی وایلند.
مقدمه:
بازی که به معنی تلاش و فعالیت لذت بخش و خوشایند و تفریح است برای رشد همه جانبه کودک ضرورت تام دارد. کودک از طریق بازی احساسات و رویاهای خود را بروز میدهد. استعدادهایش راشکوفا میسازد، کنترل به موقع اعمال و حرکات را میآموزد، بر تجاربش میافزاید، دنیای درون و اسرار و مشکلاتش را بارز میسازد و انرژی ذخیره شده خویش راهر جهت مطلوب به مصرف میرساند. کودک از طریق بازیها، مشکلات و همکاری و رعایت حقوق دیگران و قوانین اجتماعی را یاد میگیرند. (شفیع آبادی، 1372 ) .
کودکان خردسال نمیتوانند افکار و عقاید و احساسات خود را به وضوح ازطریق کلمات و گفتار بیان کنند. بازی بخش عمدهای از زندگی کودک پیش دبستانی را تشکیل میدهد و باعث رشد شخصیت او میگردد. موجبات شادی و لذت و انبساط خاطر کودک را فراهم میکند. همکاری و نوع دوستی و اطلاعات و قوانین را به کودک یاد میدهد، دامنه تجسم و قصور او را میگستراند و کودک را به مشاغل گوناگون آشنا میسازد. (قاضی، 1370 ) .
بنابه اظهار کارل[1]، گروهی یکی از روانشناسان بزرگ سوئیسی، بازی کودکان مقدمه ای برای کوششهای آینده و آماده شدن برای زندگی آینده است. بدان سان که درآن جدی بودن زندگی بزرگسالات بر دوش کودک سنگینی نمیکند. او میگوید دربازی پلیس و ژاندارم کودکی که نقش ژاندارم را میآفریند و به دستگیری دردی میرود، گذشته از این که نیروی جهانی او توسعه مییابد به تأثیر اصل اخلاقی و اجتماعی نیز میپردازد و در ضمن وظایف و حدود اختیارات این شغل رانیز میآموزد. به عکس کودکی که نقش دزد را بازی میکند، با دستگیر شدن و پذیرفتن گوشمالی و در واقع زشتی دزدی را میپذیرد و به اجرای عدالت اجتماعی احترام میگذارد، به هر حال از دیدگاه گروهی، هدف بازی در خود نرفته است و بازی نمایانگر زندگی و فعالیت آزاد کودک بوده، در حقیقت او را برای اجرای کارها و وظیفه های سنگین آینده خود آماده میسازد(بهرامی ، 1370)
. در کتاب روان شناسی درمانی آلفرد، آدلر[2] که درسال 1907 نوشته شده است بازی به معنای ارضاء غیر واقعی (بیرون از حد حقیقت ) اجمالی مانند برتری جویی و خود نمایی تفسیر شده است و آدلرانیها را سر آغازی برای بیان گذاری ابتدایی ترین و اندیشه آدمی تلقی میکند. برتری جویی و خود نمایی در سال های کودکی امکان میدهد که امیال فرد را به سادگی نشان داده و آنها ر اآرام سازند. بدین معنی که کودکان خردسال در بازیهای خویش واقعیت را با توجه به خواستهای خویش دگرگون جلوه میدهند. زیرا دانش لازم برای پیروی از حقیقت دارند و به این ترتیب ناتوانی و * خود را بر طرف میسازند.روشن است که آنچه را که بزرگسالان ارضاء غیر واقعی مینامند برای کودکان مفهوم ارضاء واقعی میل خود نمایی و برتری جویی ر ادارا میباشد. (قشلاقی، 1356 ).
روان شناسان امروزی همه بر آنند که کودک بر اساس نیازهای درونی به بازی میپردازند ، و فعالیتها و کوشش های آگاه یا ناخود گاه وی به منظور آماده ساختن خویش برای زندگی آینده است البته ممکن است از بازی نکات سودمندی فراگیرد که بعداً در زندگی وی به کار آینده. لکن به دست آوردن تجربه و مهارت، یک نتیجه فرعی بازی است و هدف اساسی به شمار نمیرود. در نتیجه با توجه به نظریات علمای تعلیم و تربیت، توجه و ایجاد امکانات برای بازی ،به کودکان فرصت میدهند تا بهتر یاد بگیرند. بنابر این بازی میتوان، تقریباً به تمام هدفهای تربیتی از قبیل رشد بدنی و ذهنی، فهم عمومی و تربیت اجتماعی و اخلاقی کودک کمک کند. تربیت بنیاد بشریت است. تربیت کوران رابینا ، لنگان راتوانا، خود خواهان را مردم دوست و نابشرها را بشر میسازد. کودکان خود را چنان تربیت کنید که بنیان گذار زندگی نو وخادم بشریت باشد. روسو[3] میگوید:«طبیعت انسان را نیکو خلق کرده و لی جامعه او را شریر تربیت نموده طبیعت انسان را آزاد آفریده لیکن جامعه او را بنده گردانیده طبیعت انسان را خوشبخت ایجاد کرده ولی جامعه او رابدبخت کرده است نسبت به عالم طبیعت به جامعه مثل نسبت خیر است به شر. تربیت عبارتست از ، اعمالی که موجب تجلی شخصیت انسانی و بروز تمایلات و عواطف عالی بشری است. پایههای زندگی خود برروی چگونگی آموزش و پرورش کودکان قرار دارد. یکی از عواملی که در تربیت کودک مهم است ، محیط و هم صحبتان و مراودههای اجتماعی کودک است چون بشیر با کودکان همسال خود مشغول بازی و اعمال کودکانه است. مطمئناً عادات و اخلاق دیگران دراو موثر خواهد بود. روح کودک پاک است و برای گرفتن هرنقشی آماده پس در اثر روان اجتماعی نادرست ممکن است به زودی نا پاک گردد. بنابر این یکی از مسائلی که در تربیت کودکان اهمیت دارد بازی و تفریحات و سرگرمیهای اوست. پیاژه[4]، رشد اجتماعی کودک را به 3 مرحله تقسیم میکند: مرحله نخست کودک خود محور یا خود میان بینی است. مرحله دوم کودک کوشش میکند روابط اجتماعی واقعی بر قرار کند. مرحله سوم داد و ستد اجتماعی به وجود میآید با دیگران رفتار احترام آمیز دارد.(پارسا، 1371 ) .
رابطه عاطفی بین کودکان و اطرافیان، مخصوصاً با مادر دراولین سال زندگی دررشد اجتماعی او نقش تعیین کنندهای دارد. نحوه ارضاء نیازهای کودک زیر بنای نگرش وی را در آینده نسبت به دیگران میسازد. کودک به تدریج و ضمن ارتباط با دیگرا ن به مهارتهای اجتماعی خود میافزاید و علیرغم دوره اول کودکی که همبازی ها نقش چندانی در زندگی کودک ندارد، در دوره پیش دبستانی دوستان تأثیر بسزایی در رشد اجتماعی کودک دارند و مهارتهای اجتماعی کودک راافزایش میدهند. کودک دراین مکان ها به تجربه و یادگیری میپردازد و روشهای ارتباط با دیگران را فرا میگیرد و به نقاط ضعف و قدرت خود پی میبرند. (شفیع آبادی، 1372 ) .
از 2 تا 4 سالگی کودکان که در آغاز افرادی غیر اجتماعی هستند به افراد اجتماعی تبدیل میشوند. کودک در اثر بازی با کودکان دیگر یعنی از راه مشارکت در فعالیتهای آنان و دادن و گرفتن اسباب بازیها، در اندک زمان روح سازگاری دراو پدیدارمیشود. همچنین او از راه تقلید کردار و گفتار همچنان های همبازیش میکوشد خود را به شکل آنان در آورده و مطابق با الگوی قابل قبول گروه خود رفتار کند. (پارسا، 1371 ) .
نخستین رشد اجتماعی اندکی پس از تولد کودک آغاز میشود و شامل آموزش های گوناگون است سپس زبان آموزی به تدریج انجام میشود. کودک در سنین 5 تا 6 سالگی دچار دگرگونی های فراوانی در روابط با کودکان دیگر، با پدر و مادر و بزرگسالان میشود، این دوره از لحاظ اجتماعی و سازگاری کودک در آینده چنان اهمیت دارد که باید دوره اصلاح و تصحیح رفتار اجتماعی کودکان نامید. در این دوره برای رشد کودک وجود کودکان دیگر از اهمیت فراوانی بر خورداراست و آرامش روانی او هنگامی تأمین میشود که افراد گروه او را پذیرفته باشند. به تدریج که طرز رفتار و ارتباط با دیگران را در مییابد،نظرش درباره خودش بهتر میشود و در نتیجه در کارهایش توفیق بیشتری بدست میآورد. (پارسا،1371 )
بیان مسئله:
از آنجا که به نظر میرسد که کودک در سالهای اولیه زندگی به شخصیت خود پی میبرد و این شناخت را در خلال حرکات وی میتوان دید، تربیت و تعلیم صحیح میتواند در این میان مؤثر واقع شود. یکی از بهترین وسایلی که میتوان آموزش و تربیت را ایجاد کند، بازی است. کودک در خلال بازی به کشف محیط خود میپردازد و ازطریق بازی نخستین گامها را برای ایجاد اجتماعی شدن بر میدارد. او همکاری و تعاون با گروه را میآموزد، یاد میگیرد که چگونه بر دیگران تأثیر بگذارد و چگونه از دیگران تأثیر پذیرد. بازی کودک را از افسردگی و خمودی خارج کرده و باعث شرکت وی درگروه میشود و به او یاد میدهد که برای پذیرش و موفقیت درگروه باید چه تواناییهایی داشته باشد و چگونه میتواند ازتوانایی دیگران برای رفع نیاز خود و نیاز دیگران استفاده کند. بازیها در اجتماعی شدن کودکان سهم بسزایی دارد. اطفال اغلب برای اولین باز از راه بازیهای دسته جمعی خود به ارزش کودکان دیگر که بدون آنها بازی مقدور نیست پی میبرد. به وسیله بازی آنها یادمیگیرند که چگونه یکدیگر را قبول داشته باشند، درباره قوانین بازی توافق کننده و دسته جمعی بر گروه رقیب پیروز شوند. مفهوم همکاری و پیروزی و شکست ، هم چشمی وبرتری طلبی اغلب در این دوره ازورای بازیهای البته جمعی استنباط میشوند و به رشد لازم میرسند از طرف دیگر بازیهای چون ، آشپزی ، خانه داری، دکتر بازی و غیره باعث آمادگی کودک برای احراز شغلی در آینده و تفهیم نظامی اجتماعی میشوند. با توجه به این مطالب سوالی که در اینجا مطرح میشود، این است که آیا بازی دسته جمعی و با قاعده در مهد کود ک که تحت نظر مربی است، باعث افزایش رشد اجتماعی میشود؟
ضرورت پژوهش:
بر هیچ کس پوشیده نیست که عدم وجود امکانات لازم برای کودکان در هرسنی، ازرشد مناسب و لازم آنها دران سن جلوگیری یا آن راکند میسازد.بدین ترتیب درصورتی که محیط دوران کودکی جهت پرورش و باروری جنبه اجتماعی کودک به اندازه کافی غنی نباشد، کودک درآینده فردی منزوی و گوشه گیر بار آمده ویاجهت ابزار وجود خویش و بودن درگروه هموار به افراد قویتر در این زمینه ها وابسته میشود و با انتخاب شخصیت اتکایی و وابسته میکوشد ضعف های خود را نسبت الگویی که بر میگزیند مخفی سازد و چون بازی و بخصوص بازیهای گروهی و با قواعد برای کودکان 5 تا 6 ساله (دوران پیش دبستانی ) در آماده سازی آنها جهت شرکت در روابط اجتماعی آینده نقش مهمی ایفا مینماید. لذا تحقیق حاضر به انعکاس اهمیت آن در زشد اجتماعی کودکان به والدین و مربیان خواهد پرداخت و اهمیت آن ، این است که به معلمان و مربیان و والدین کمک کند تا با استفاده از وسایل بازی و اهمیت دادن به بازیهای گروهی کودکان و دادن نقشهای اجتماهی در حین بازی به آنها به اجتماعی شدن آنها کمک کنند.
هدف پژوهش:
واضح است که کودکان درخلال بازیهای گروهی، انعطاف پذیری، نوبت گرفتن و اجتماعی شدن را تجربه میکنند و رضایت خود را تاگرفتن نتیجه به تأخیر میاندازد و با صبر و استقامت و انتظار کشیدن را درخود تقویت میکنند. به این ترتیب بازی هایی که کودک درآن به صورت گروهی بازی میکند او را مجبور به رعایت نکات اجتماعی میکند. البته در ابتدا کودک ازنقش دیگران که با او بازی میکنند آگاه نیست و در خلال بازی با آنها ، تمام قوانیش متمرکز به خودش میباشد ولی به مرور به نقش آن افراد پی برده و یاد خواهد گرفت که چگونه با غریبه ها رابطه برقرار کرده و آنها را به بازی دعوت و مسائلی را که یک بازی مطرح میکند به کمک آنها حل نماید. پس در خلال بازی گروهی که کودک مفاهیم صبر و حوصله ، احترام به حقوق دیگران، افزایش اعتماد به نفس ، پیروزی و شکست و مانند آن را یاد خواهد گرفت . به طوری که بامشاهده بازی کودک میتوان به میزان فعالیت اجتماعی او پی برد. با توجه به مطالب مذکور تحقیق حاضر در نظر دارد تفاوت رشد اجتماعی کودکان را از طریق تفاوت موجود درنوع بازیهایشان (بازیهای گروهی و باقاعده با بازیهای فردی یا چند نفره بدون قاعده ) مورد سنجش قرار دهد و چون اغلب بازیهای گروهی منظم درمهد کودک با نظارت مربی انجام میگردد لذا دو گروهی که در این تحقیق جهت رسیدن به هدف پژوهش حاضر مورد استفاده قرار میگیرند، از بین کودکان مهد کودک رو، و کسانی که به مهد کودک نیمیروند ، انتخاب میگردند. درصورتی که فرضیه تحقیق که مدعی وجود ارتباط بین میزا ن بازی دختران 4 تا 5 ساله و رشد اجتماعی آنان میباشد،مورد تأیید قراربگیرد،درآن صورت میتوان با استفاده از بازیهای و افزایش کمیت و کیفیت آنها در رفع مشکلات موجود در روابط اجتماعی کودکان استفاده نمود . همچنین با افزایش آگاهی والدین از نقش و اهمیت بازیها میتوان از آنها جهت کاربرد بازیهای مناسب سن کودکانشان بهره گرفت.
فرضیه پژوهش:
1 – بازیهای گروهی و باقاعده که تحت نظر مربی در مهدهای کودک انجام میگیرد به طور معنی داری باعث افزایش رشد اجتماعی دختران میشود.
تعاریف مفهومی و عملیاتی واژهها:
مفهومی:
بازی عبارتست از فعالیتی که بدون وجود نیروی خارجی (زور و اجبار ) و کاملاً اختیاری و بدون هدف و منظور خاصی انجام داده میشود، به طوری که انجام آن سبب لذت و آرامش میشود.برای کودکان بازی یک راه میان بر برای دست یابی به مسائل دنیا است. بازی عبارت است ، از خود، بدون ترس. (طباطبایی نیا، 1366 ).
رشد اجتماعی عبارت است از ، توانایی کودک برای ایجاد روابط نیکو با دیگران و همکاری با آنان.و کودک تا زمانی که به رشد عقلی نرسد، استعدادهای اجتماعی دروی پدیدار نمیشود و نمیتوان مردم و محیط خود را بشناسد و باآنان رابطه بر قرار کند. (پارسا، 1371 ) .
مهد کودک = کودکان پیش از دبستان برای آموزش و نگهداری به آنجا سپرده میشوند و از خدمات آموزش و پرورش استفاده میکنند.(پارسا، 1371).
عملیاتی:
اجتماعی شدن، منظور نمراتی است که فرد با کودک در تست وایلند به دست میآورد. بازی، هر فعالیتی که بوسیله آن انسان خود را از دنیای کار جدا میکند.
فصل دوم:
تاریخچه بازی
اشارهای گذرا به تاریخچه روانشناسی کودک
بازی ار دیدگاه اسلام
بازی از دیدگاه اسلام
بازی از نظر قرآن
بازی در کردار و گفتار معصومین
بازی از دید روانشناسی قدیم
بازی از دید روانشناسی جدید
تعریف بازی و فرق آن با کار
بازی و رشد اجتماعی
ارزش بازی برای کودکان
شرط مقررات خوب و جامع
فوائد بازی
چرا بازی برای رشد کودکان ضرورت دارد؟
انواع بازی
بازی سمبلیک
بازی و بیان کلامی
عوامل مؤثر در بازی
رشداجتماعی کودک
رفتار اجتماعی کودک
اصول رشد شناختی اجتماعی کودک
مراحل رشد ذهنی اجتماعی کودک کودکستانی و مهد کودکی
بازی درمانی
تاریخچه بازی
شروع بازی را میتوان به گذشته های دور، حتی از بدو پیدایش انسان نسبت داد. در حقیقت بازی جزیی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است و در کل تاریخچه بشریت مندرج . انسان از نظر فیزیولوژیکی نیاز به جنبش و حرکت دارد و بازی جزمهم این جنبش و حرکت است. انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفکر دارد و بازی خمیر مایه تفکر است. تشکیل اجتماعات اولیه بشری نحوه و شکل جدیدی از بازی را پدید آورده بازیهای گروهی به صورت بازیهای نمایش از عبادت ارواح و پرستش اشیاء گرفته تا رقص شکار و رقص جنگ، مجموعهای ازراههای بر آوردن نیازهای جسمانی و ذهنی افرادی فراهم گرداند. خواه به این مجموعه بازی نام دهیم و خواه نامی دیگر، دراصل مطلب تفاوت چندانی پدید نمیآید. در ابتدای تاریخچه بشر، مواد و اشیاء خام و طبیعی به دست آمده از طبیعت بود. قطعهای سنگ، به دست گرفتن آن ، حرکت دادن آن، و سر انجام غلتاندن یا پرتاب آن همه نوعی بازی محسوب میگردید. رشد ذهنی یا اجتماعی انسان و تسلط پیش رونده او بر طبیعت امکان دست کاری در اشیاء طبیعی را به وجود میآورد و از این زمان اشیایی به خواست انسان تغییر شکل دادند تا بتوانند اندیشه او را درشکل دهی به بازی غذای بیشتری بخشند و روح او راضی تر گردانند. از این زمانها آثاری دردست است. * روی دیواره نمادها و شاید آنها با مواد مورد نیازبازی به برداشت ها از قدمت بازی ارزش بیشتری خواهد بخشد. ابداع زمان در جهت انتقال اندیشهها و تشکیل جوامع بزرگتر بشری به علت آسانتر شدن راه تبادل اطلاعات ، بدعت جدیدتری دربازی به وجود آورد. در واقع این دوران آغازگر بازیهای خلاقانه تری است که نیاز به استفاده از زبان و کلمات برای انجام آنها ضروری بود. (مظلوم، 1377 )
اشارهای گذرا به تاریخچه روان شناسی کودک
مطالعه علمی درباره رفتار کودکان سابقه چندانی ندارد و مطالعه علمی در این زمینه تازه آغاز شده است، قبلاً فلاسفه درباره اهمیت دوران کودکی و تأثیر آن در شخصیت انسان در بزرگسالی بحث و گفتگو کردهاند. درقرن 19 داروین بیوگرافی کورک را منتشر کرد. اولین مطالعه جامع در زمینه رشد کودک در سال 1882 قرن 19 توسط پرایر حاصل مطالعات وی در کتاب هیجانی به نام «ذهن کودکـ » منتشر شده، پرایر[5] درباره بازتاب ها، تواناییهای حسی و رشد هیجانی و فرایندهای فکری کودک مطالبی نوشت و در واقع این کتاب در تاریخ روان شناسی کودک نقطه عطفی بوده است. در مطالعه کودکان، روشهای تجربی اهمیت زیادی پیدا کرده است. وچون کودکان نمیتوانند درباره حالات درونی خود سخن بگویند به کاربردن روشهای درون نگری بی اهمیت تلقی گردید. (مظلوم، 1377 ).
بازی از دیدگاه اسلام
کودک را باید تا هفت سال آزاد گذاشت و پس از آن در مدت هفت سال باید به تربیت و ادب اهتمام نمود. « حضرت علی »
بازی امری طبیعی و همانند نفس کشیدن برای کودک ضروری است. کودک موجودی زنده است و هر موجود
زنده باید فعال باشد، بازی برای کودک ، نوعی فعالیت و کار است .کودک ندانسته عاشق بازی است و شاید شدیدترین محرومیت برای او باشد که از بازی محرومش کنند. کودک فطرتاً نیاز به بازی دارد. اسلام این آیین مقدس فطری نیز به نیاز طبیعی کودک توجه داشته و دستور داده که او را آزاد بگذارند تا بازی کند و بر این عقیده که بازی تلف کردن وقت نمیباشد.رشد را به معنی دست یافتن به واقعیت های آفرینش گرفته اند. بر خلاف «فی » که باز ماندن از واقعیتهای آفرینش و گم کردن آنهاست. اما ژرف اندیشان که بهتر توانستهاند به عمق معنی راه یابند میگویند «رشد » عبارت است از این که تنی داشته باشی در خدمت و دلی در معرفت و سری درمحبت . بدین ترتیب، مربیان، والدین و غیره باید طفل را در مسیری قرار دهند که از رشد باز نماند. در انسان های بالغ و کودکان دانشآموز این هدفها را از راه تقویت ایمان و فعالیتهای واقعگرایانه به تفکر و عبادت ورزشی و بازی حاصل میشود. اما در دوره اولیه کودکی راهی جز گرایش طفل به بازی وجود ندارد، او درضمن بازیهای مطلوب هم تنش برای خدمت آماده میشود و هم اصل معرفت و محبت بار میآید. به همین جهت است که کودکی و بازی با عنایت به رهنمودهای اسلامی لازم و ملزوم یکدیگرند و اگر بازی را از کودک بگیرند تنها ازرشد محرومش میکنند، بلکه حیات را هم از او میگیرند، برای این که کودک ضمن بازیهای کودکانه هر چه بهتر درمسیر رشد قرار بگیرد، لازم است که مربیان بیشتر به بازیهای سازنده توجه کرده و باهدایت دقیق و صحیح از بازیهای کور و بی هدف و بی معنا جلوگیری کنند و یا لااقل آنها را کاهش دهند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 58 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 75 |
مقدمـه :
باورها و ارزشها به فرهنگ کلی و جامعه مفهوم و معنی می بخشد. وقتی مسئله قضاوت و ارزشیابی جامعه مطرح می شود عملاً با مفهوم مقایسه میان بهتر و بدتر سر و کار خواهیم داشت . در واقع باورها و ارزشها ی هر جامعه معرف شخصیت و هویت اجتماعی ، فرهنگی افراد و حتی جوامع هستند ، چرا که خصیصه " انسان " داشتن نظامی از باورها ، هنجارها و ارزشهاست. این نظام باورها است که مقررات و قوانین جامعه حول آن شکل می گیرد. به تعبیری نه فقط حیات اجتماعی و سالم انسانها نیازمند داشتن مجموعه ای از باورها و نظام های ارزش است ، بلکه تداوم زیست معنی دار و با هدف انسانها " تعالی و کمال" جز با برپایی و اقامه نظام ازشی میسر نیست.
در نظام اجتماعی ایران که متکی به باورهای اسلامی است توجه به باورهای مذهبی افراد جامعه حائز اهمیت است.
جامعه بشری همواره جهت حفظ و استمرار و صیانت از " انسانیت" خویش نیازمند داشتن پروراندن نظام های باورهای مذهبی است. امروز بر همه انسانهای اهل شعور و منطق اثبات شده که ارزشها و هنجارهای دینی است که همواره انسجام بخش حیات جامعه انسانها است و تنظیم کننده روابط اجتماعی و حدود و شعور مقررات هر جامعه و اجتماع انسانی است.
از این روست که " سوروکین" جامعه شناس شهیر از نظام باورهای دینی به عنوان دم مسیحایی یاد می کند، که می تواند آخرین پناهگاه برای بشر باشد.
(گرامی – عبدالرحیم- جامعه شناسی ادیان – تبیان – تهران 79 )
در جامعه ایران نیز همچنانکه داده های تجربی نشان داده است ، همه اقشار جامعه ، اعم از پیر و جوان همچنان به باورهای مذهبی خود معتقد هستند و عاملی که از همه بیشتر می تواند بر این باورهای مذهبی تأثیر داشته باشد نقش تلویزیون و رسانه ها در این امر است. در ایران معمولاً اعضای خانواده با هم به تماشای تلویزیون می پردازند و تلویزیون همواره با این معضل روبرو بوده است که چگونه می توان ارزشهای فرهنگ سنتی را با رسانه های مدرن معاصر ترکیب کرد تا هم جذابیت آنها محفوظ بماند و هم اثر جاذبه خود را از دست ندهد.
موضوع بحث این تحقیق بررسی رابطه تماشای تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان است به بررسی میزان باورهای مذهبی مخاطبان و تأثیر تأتر تلویزیون بر آن می پردازیم.
بیان مسئله :
طی سالهای اخیر ساختار اجتماعی و اقتصادی کشورهای اسلامی و از جمله ایران دگرگون و تا حدی مدرن شده است. با وجود این، مسلمانان هنوز برای محترم داشتن دستورهای خداوند و آموزه های قرآن اهمیت زیادی قائل هستند. مسلمانان نشان داده اند که تا حد زیادی توانسته اند انگیزه های دینی خود را در دنیای مدرن حفظ کنند . دنیایی که مشاهده گسترش روز افزون مطالعات رسانه ای و تأثیریافته های آن در عرصه های متفاوت زندگی بشر از جمله اعتقادات و باورها است و اگر نگوئیم که سرنوشت جوامع انسانی و افکار عمومی یکسره در اختیار نگاههای عظیم خبررسانی و اطلاع رسانی است ، دست کم باید بپذیریم که متولیان رسانه های گوناگون توانسته اند تا حد زیادی واقعیات را آنگونه که همسو با منافع و اهداف آنان است نمایش دهند. امروزه امکان استفاده جهانی از رسانه ها باعث شده است که مخاطب بنا به دلایل شخصی و اجتماعی به سوی استفاده از رسانه ای خاص گرایش یابد و انگیزه اصلی وی که دستیابی به رضایت شخصی ناشی از انتخاب رسانه و بهره گیری از آن است ، جایگزین ارتباط یکسویه سابق شود. بر این اساس ، سلیقه و انتخاب مصرف کننده رسانه در تنظیم محتوای پیام ها اثر می گذارد.
(سعیدیان- ایما- نگاهی نو به مفهوم مخاطب – انتشارات سروش – سال بیستم – تهران)
آگاهی از انگیزه ها و انتظارات بینندگان و مخاطبان برنامه ها ، عامل مهمی در موفقیت سیاستگذاران و برنامه ریزان تلویزیون در زمینه کسب رضایت مخاطبان است.
بنابراین با توجه به تأثیر روزافزون رسانه های رقیب در القای ارزش ها و افکار جدید و تغییر نگرش و رفتارها و باورهای مذهبی و نیز تحول نیازها و انتظارات مخاطبان و همچنین تعدد و تنوع شبکه های تلویزیونی ، برنامه سازی و برنامه ریزی جهت تقویت نگرش ها و باورها و بررسی رابطه تماشای تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان امری است ضروری که خود مستلزم آگاهی از ارتباط میان میزان تماشای برنامه های تلویزیون و نوع برنامه های منتخب از سوی مخاطبان با باورهای مذهبی مخاطبان است.
براین اساس، در پژوهش حاضر به بررسی رابطه میان باورهای مذهبی مخاطبان با میزان ساعات تماشا و نوع برنامه های منتخب آنان پرداخته ایم.
اهمیت تحقیق :
با گسترش ارتباطات در سطح جهان و نزدیک شدن فرهنگ هابه یکدیگر ، نوعی همرنگی و همزیستی در نگرش و باورهای مذهبی و سیاسی افراد به چشم می خورد و این امر حتی در جامعه اسلامی ما به ویژه در میان جوانان به نحو چشمگیری ملاحظه می شود.
امروز تحقیقات انجام گرفته حاکی از تغییر ساخت نگرش و باورهای مذهبی مخاطبان جامعه و تمایل بیشتر آنان به استفاده از رسانه های غیررسمی است که مستقیماً سنگر مذهب را مورد تهاجم خویش قرار داده اند. در چنین اوضاعی توجه جدی به برنامه های صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران جهت شناخت سلیقه ها و تقویت نگرشها و باورهای دینی مخاطبان حائز اهمیت است.
تلویزیون به عنوان وسیله اثر بخش در گسترش اسلام و انتقال فرهنگ ، به خوبی در قانون اساسی مورد تأکید قرار نگرفته است، از این رو هر گونه تولید و برنامه سازی تلویزیونی مستلزم رعایت اصول دینی و اخلاقی است. از این نظر تلویزیون در ایران منحصر به فرد است . زیرا که این رسانه از یک سو می کوشد تا با الزامات تکنولوژیک سازمانی و برنامه سازی کنار آید و از سوی دیگر مسئولیت تطابق برنامه ها و قالب های برنامه ریزی را با موازین اخلاقی برعهده گیرد.
(مولانا- حمید- " چگونه تلویزیون در ایران اسلامی شد" – انتشارات سروش ، سال بیست و دوم – شماره 1026)
ضرورت تحقیق :
با هجوم روز افزون رسانه های رقیب و شبکه فارسی زبان خارج از کشور و کوشش آنها در القای ارزش ها و افکار جدید و تغییر نگرشها و رفتارها و باورهای مذهبی و نیز تحول نیازها و انتظارات مخاطبان ، شناخت سلایق و نوع برنامه مورد انتخابی آنها و همچنین ساعات تماشای تلویزیون از سوی آنها برای برنامه ریزی در جهت برنامه های مطلوب ضرورت این تحقیق را مشخص می کند.
اهداف تحقیق :
هدف کمی تحقیق، عبارت است از دستیابی به وجود یا عدم وجود رابطه بین باورها و رفتارهای دینی بینندگان تلویزیون با کمیت تماشای برنامه ها و نوع برنامه های انتخابی و هدف آنان از تماشای برنامه ها.
اهداف جزئی شامل وجود تفاوت در خصوص متغیر مؤلفه باورهای مذهبی با توجه به متغیرهای جنس ، سن و تحصیلات و درآمد و ... مخاطبان است.
سؤالات تحقیق :
- مفهوم باورهای مذهبی چیست ؟
- مفهوم برنامه های تلویزیونی چیست ؟
- رابطه بین ساعات تماشای تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان چیست؟
- رابطه بین نوع برنامه انتخابی با باورهای مذهبی مخاطبان چیست ؟
- رابطه بین قالب برنامه با باورهای مذهبی مخاطبان چیست ؟
- وضع موجود نظام باورهای مذهبی مردم چگونه است ؟
فرضیـات :
- به نظر می رسد بین ساعات تماشای برنامه های تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان رابطه وجود دارد.
- به نظر می رسد بین باورهای دینی مخاطبان و نوع برنامه ای که انتخاب
می کنند رابطه وجود دارد.
- به نظر می رسد بین باورهای دینی مخاطبان و هدف آنان از تماشای برنامه های تلویزیون رابطه وجود دارد.
تعاریف مفهومی :
«مقدمه»
باورها به صورت طیف گسترده ای بنیان رفتار و حرکات انسانی را تشکیل می دهند، منظومه باورهای انسان که هنوز به صورت کامل شناخته نشده اند توسط " میلتون روکیج" مورد بحث و علاقه قرار گرفته و در این بین 5 دسته باور مورد شناسایی و تبیین قرار گرفته اند که از باورهای عینی و مرکزی شروع (نوع A) و تا باورهای بدون عواقب نوع(E ) ادامه دارد که بر حسب نوع از بار اهمیتی گوناگون برخوردارند، تغییر در باورهای انسان دارای فرآیند خاصی است که مشخص می شود چه میزان چالش لازم است که بتوان هر باور را در یکی از تقسیم بندی های باوری دچار تزلزل یا تغییر کرد، " به طور کمی یک باور (اعتقاد) هر جمله ساده اخباری است که می توان از آنچه فرد می گوید یا انجام می دهد آن را استنباط کرد و می توان به راحتی با عبارت " من اعقاد دارم که ... " بیان نمود.
بنابراین ، باورها ، تمام اعتقادات و آمادگی های ذهنی قبلی برای عمل هستند و هر اعتقاد دارای 3 جزء شناختی ، احساسی و رفتاری است.
باورها و ارزشها به فرهنگ کمی و جامعه مفهوم و معنی می بخشد. در واقع باورها و ارزشهای هر جامعه معرف شخصیت و هویت اجتماعی- فرهنگی افراد و حتی جوامع هستند. چرا که خصیصه انسان داشتن نظامی از باورها و ارزشها است.
مفهوم باورهای مذهبی :
باور دینی اعتقادی است که فرد یا گروهی در مورد موضوعات دینی دارا هستند به طوریکه این عقاید بر قضاوت های ارزشی یا استدلال و دلایل منطقی متکی است.
(گرامی – عبدالرحیم – جامعه شناسی ادیان – تبیان – تهران – 79)
مفهوم برنامه های تلویزیون :
تلویزیون یک ابزار مخابراتی برای ارسال و دریافت عکس های متحرک و صدا از یک فاصله دور می باشد. این لغت به تمام بخش های تلویزیون ، برنامه های تلویزیون و پخش آن اشاره می کند.
کلمه تلویزیون یک کلمه دو قسمتی است که از زبان یونانی و لاتین می آید. تل در یونانی به معنای دور در حالیکه ویزیون که از زبان لاتین ویزیو می آید به معنای دیدن یا بینایی می باشد.
منظور از برنامه های تلویزیونی تمامی برنامه هایی است که توسط گروههای دینی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تفریحی ، ورزشی و ... در شبکه های مختلف تولید و پخش می شود.
قالب های برنامه ای :
انواع و اقسام برنامه های تولید شبکه ها که در زمینه ها و
قالب های ، فیلم و سریال ، جنگ و برنامه های شاد خبر ، گزارش و مصاحبه ، موسیقی و تصویر ، دکلمه و پیام های کوتاه ، کارتون ، تبلیغات و غیره از شبکه های مختلف تولید و پخش می شوند.
انواع برنامه :
انواع برنامه های تولیدی شبکه ها در زمینه های علمی و آموزشی ، خانوادگی ، اجتماعی و فرهنگی ، اخلاقی و فرهنگی ، اخلاقی و مذهبی ، ورزشی ، سیاسی ، اقتصادی ، تاریخی ، بهداشت و ایمنی ، هنر و ادب ، پلیسی و جنایی و غیره که از نظر نوع با هم متفاوتند.
منابع و مأخذ این فصل به ترتیب کاربرد :
1) گرامی – عبدالرحیم – جامعه شناسی ادیان – تبیان – 79
2) سعیدیان – ایما – نگاهی نو به مفهوم مخاطب – انتشارات سروش – سال بیستم – تهران
3) مولانا – حمید " چگونه تلویزیون در ایران اسلامی شد " – سروش – سال بیستم و دوم – شماره 1026
4) گرامی – عبدالرحیم – جامعه شناسی ادیان – تبیان – 79
× سوابق نظری موضوع
× سوابق تجربی
× فهرست منابع و مأخذ
پیشینه نظری موضوع :
«مقدمه »
یکی از مشخصات برجسته دوران ما مقامی است که وسایل ارتباط جمعی در زندگی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ملل بدست آورده اند. مارشال مک لوهان معتقد است که اگر دوران فن آوری یک دوران مصنوع فکر و عمل انسان است می توان گفت که انسان هر عصر به سهم خود مصنوع فن آوری زمان خود است.
(ساروخانی- باقر "جامعه شناسی ارتباطات "تهران 71 ) انتشارات اطلاعات نقش تلویزیون در شکل دهی رفتارها و باورهای مردمی به علت جنبه های شنیداری و دیداری و حرکتی آن دارای ویژگی های خاص است و به دلیل همین ویژگی ها و تأثیرات عمیقی که این رسانه می تواند به افراد جامعه به خصوص جوانان و نوجوانان داشته باشد ، حساسیت داشتن جامعه به محتوای پیام های ارائه شده از طریق این رسانه ضرورت پیدا می کند. نتایج تجربیات که بتازگی انجام شده حاکی از آن است که تأثیر رسانه های گروهی و به خصوص تلویزیون بر مردم به منزله مسمومیتی شبیه مسمومیت مواد مخدر است و یکی از روانشناسان مدعی است که تلویزیون مانند مواد مخدر پاره ای از اختلاف ها را می پوشاند و از بروز آنها جلوگیری می کند .
(شرایر- شروان – نیروی پیام – ترجمه سروش حبیبی – تهران 71)
در بحث از آثار وسایل ارتباط جمعی از جمله تلویزیون ، دو دیدگاه افراطی و یک دیدگاه معتدل به چشم می خورد برخی مانند مک لوهان معتقدند که وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند برای نخستین بار نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند. به نظر وی تلویزیون یک وسیله ارتباطی سرد به شمار می آید که می تواند موجبات مشارکت انسانی را فراهم کند.
تاریخچه باورهای مذهبی:
دین و باورهای مذهبی یکی از اساسی ترین و مهمترین نهادهایی است که جامعه بشری به خود دیده است به طوریکه هیچگاه بشر خارج از این پدیده زیست نکرده و دامن از آن بر نکشیده.
به گفته پلوتارک اگر به صحنه گیتی نظری بیافکنیم، بسیاری از محل ، اماکن را خواهید دید که در آنجا نه آبادیست نه علم و نه دولت ، اما یکجا که خدا نباشد و باور مذهبی نمی توان پیدا نمود.
(کوزر – لوئین – جامعه شناسی معرفت : به ترجمه سعید سبزیان – نامه علوم اجتماعی 73 )
در واقع هیچ فرهنگی در گذشته یافته نمی شود که دین در آن جایی نداشته باشد و هیچ کس فکر نمی کند که در آینده نیز فرهنگی غیر از این بتواند به وجود آید . مطالعه انسان فهم و درک این نکته را برای ما ممکن می سازد که نیاز به یک نظام مشترک جهت گیری و باوری و مرجع اعتقاد دارای ریشه عمیق در شرایط زیستی انسان است.
(فرم – اریک – روانکاری و دین – به ترجمه آرسن نظریان – انتشارات مروارید – چاپ اول – 82)
به زعم یونگ " دین حالتی خاص از روح انسان است که بر طبق معنی اصلی کلمه دین و باور مذهبی به این عبارت تعریف می شود ، بعضی از عوامل مؤثر که بشر عنوان " قدرت قاهره " را به آن اطلاق می کند و آنها را به صورت ارواح ، شیاطین ، خدایان، قوانین ، صور مثالی ، کمال مطلوب و غیره تجسم می کند.
(یونگ - کارل گوستاور – روانشناسی و دین – ترجمه فواد روحانی – انتشارات علمی و فرهنگی چاپ سوم – 82)
استعمال کلمه دین و باور مذهبی ، اعتقاد به ملک معینی را در نظر ندارد . اما هر ملکی در اصل از یک طرف به احساس مستقیم کیفیت قدسی و نورانی متکی است و از طرف دیگر به ایمان یعنی وفاداری به اعتقاد و تأثیر عوامل قدسی و نورانی و تغییراتی که در وجدان انسان از آن تأثیر حاصل می شود.
به نظر فروید منشاء دین و باور مذهبی ناتوانی انسان در مقابله با نیروهای طبیعت در بیرون از خود و نیروهای غریزی درون خویش است . به نظر او دین در مراحل ابتدایی و اولیه تکامل انسان به وجود آمده یعنی زمانی که هنوز بشر از عقل و دانش کافی برخوردار نبوده و قادر به استفاده از خرد خود در مقابله با این نیروهای بیرونی و درونی نبوده است . در نتیجه به جای مقابله با آنها و استفاده از خرد از "ضد انفعالات " و دیگر باورهای احساسی و عاطفی کمک گرفته و در این فراگیر چیزی را در خود پرورش می دهد که فروید آن را " توهم " می نامد .
بنابراین نتیجه می گیریم مذهب و باور مذهبی از همان ابتدای تاریخ بشر همیشه همراه و همگام انسان بوده و موجبات اعتلای روانی و تکامل و آرامش و تعالی انسان شده است.
تاریخچه تلویزیون :
«مقدمه »
تلویزیون یک ابزار مخابراتی برای ارسال و دریافت عکسهای متحرک و صدا از یک فاصله دور می باشد . این لغت به تمام بخشهای تلویزیون ، برنامه های تلویزیون و پخش آنها اشاره می کند . کلمه تلویزیون یک کلمه دو قسمتی است که از زبان یونانی و لاتین می آید . تل در یونانی به معنای دور در حالی که ویزیون که از زبان لاتین ویزیو می آید به معنای دیدن یا بینایی می باشد .
پیشرفت تکنولوژی را می توانیم به دو قسمت تقسیم کنیم : اول پیشرفت و توسعه وابسته به مسائل مکانیکی و الکترونیکی و دیگری که به الکترونیک وابسته بود . تمام تلویزیونهای مدرن از قسمت دوم هستند ، ولی این غیر ممکن است که بدون کشفیات و بینش از سیستمهای مکانیکی بتوانیم سر در بیاوریم .
تلویزیون الکترومکانیکی :
پول گوتلیپ نیپ کوو به اولین تلویزیون الکترومکانیکی در سال 1884 م امتیاز داد . مردم بر این عقیده اند که او هرگز نتوانست نمونه اصلی را طراحی کند . تا سال 1907 م که نمونه اصلی آن بطور آزمایشی طراحی شد . در سال 1907-1910م ، بوریس روسینگ و دانش آموزش ولادیمیر زوریکین یک سیستم تلویزیونی را نشان داد که از یک جستجوگر آینه ای مکانیکی در نمایشگر و لیوب براون الکترونیکی در دریافت کننده استفاده می کردند . روسینگ در مدت انقلاب بولشویک 1917 م ناپدید شد ، ولی زوریکین بعداً برای RAC کار می کرد تا یک تلویزیون الکترونیکی بسازد ، طراحی آن نتیجتا حق انحصاری و امتیاز را توسط فیلوتیلورفرنس فورس به او دادند . یک تلویزیون مشابه نیمه مکانیکی برای اولین بار در لندن نشان داده شد ، در فوریه 1924 توسط ژان لوجی بیرد با تصویر فلیکس گربه و تصویر متحرک بیرد در30 اکتبر 1925م ، نشان داده شد. سیستم بیرد نتیجتاً توسط شرکت BBC دوباره بازسازی شد .
تلویزیون الکترونیکی :
با وجود اینکه نیپ کوف ، روسینگ ، بیرد خیلی خارق العاده بود . قسمت کمی از تکنولوژی آنها در تلویزیون امروزی کاربرد داشت . در سال 1934 ، تمام سیستمهای تلویزیونی الکترومکانیکی دیگر خارج از مد شده بود . کمپل سوینتون یک نامه به مجله طبیعت در 18 ژوئن 1908م نوشت که در آن استفاده از اشعه کاتدی در تلویزیون الکتریکی که توسط کارل فردیناند براون اختراع شده بود را شرح داد . او نظریه داد که از پرتو الکترون هم در دوربین و هم در دریافت کننده استفاده شود ، که می تواند بصورت الکترونیکی بچرخد و تصاویر متحرک تولید کند . او سخنرانی در رابطه با موضوعی در سال 1911م داشت و یک نمودار را نشان داد که هیچ کس ، حتی سوینتون ، نتوانست طرح او را بفهمد ، سیستم او هیچ وقت ساخته نشد .
سیستم تمام الکترونیک اولین بار توسط فیلوتیلور فرانس وورس در پائیز سال 1927م نمایش داده شد . فرانس وورس مزرعه مورمون پسری از ایداهو ، او اولین بار در سن 14 سالگی این سیستم را در نظر داشت . اولین ایده را با معلم شیمی دبیرستانش بحث می کرد ، کسی که فکر می کرد که آن بدون دلیل کار نمی کند (فرانس وورس بعدا به معلمش ثابت کرد ژاستین تال من که یک کلید بر روی اختراعش قرار داد) او به دنبال ایده خود در آکادمی جوانان بریگهام (جدیداٌ دانشگاه جوانان بریگهام) بود .
در سن 21 سالگی ، او یک سیستم کاربر را در لابراتور شخصی اش در سان فرانسیسکو نشان داد . تمام تلویزیونهای امروزی بطور مستقیم از طراحی او پیروی می کنند . ولادیمیر زوریکین بخاطر اختراع مفیدش ایکونوسکوپ در سال 1923 و اختراع کینسکوپ در سال 1929 بعنوان پدر تلویزیون الکترونیکی شناخته می شود . طراحی او جزء اولینهایی بود که سیستم تلویزیون را نشان می داد . کار قبلی او با روسینگ بر روی تلویزیون الکترومکانیکی به او آموخت که چگونه یک سیستم تولید کنند ، ولی ادعای او و (RCA) که این اختراع اصلی آنها بود به سه دلیل بیهوده به حساب می آید :
امتیاز 1923 زوریکین یک طرح ناتمام را نشان داد ، ناتوان در کاری که می خواست انجام دهد (تا سال 1923 طول کشید تا زوریکین توانست طرح کاری خود را کسب کند .)
درخواست نامه امتیاز سال 1923 تا سال 1938 قبول نشد و بطور جدی مورد قبول واقع نشده بود .
دادگاه دریافت که RAC امتیاز طرح تلویزیونی که توسط فیلو تیلور فرانس وورس داده شد را نقض کرد . اختلاف در این بود که آیا اولین بار فرانس وورس بود یا زوریکین که تلویزیون امروزه را اختراع کرد . بعضی از اینها ادعا دارند وقتی که فرانس وورس برای اولین بار می خواست آن را بسازد ، این RAC بود که اولین بار به خرید و فروش تلویزیون می پرداخت و کارمندان RAC بودند که تاریخ اختراع تلویزیون را نوشتند . با این وجود فرانس وورس جنگ قانونی در برابر این مسئله را برد ، او هرگز قادر نبود تا سرمایه گذاری تمام و کامل روی اختراعش بکند .
پخش کردن برنامه از تلویزیون :
اولین فاصله زیاد پخش تلویزیون عمومی که از واشنگتن DC به نیویورک پخش شد ، در 7 آوریل 1927 پدیدار شد . تصویرهای پخش شده در مورد مسائل بازرگانی بود . هربرت هوور اولین سرویس مشابه WGY بود ، شنکتدی ، نیویورک در 11 می 1928 افتتاح شد . اولین نمایش تلویزیون انگلیسی مردی با گل در دهانش بود، که در ژوئیه 1930م پخش شد . ایستگاه CBS در نیویورک اولین برنامه های منظم خود را در هفت روز هفته در ایالات متحده پخش می کرد . در 21 ژوئیه 1931م اولین پخش جیمز جی .واکر ، کیت اسمیت و جورج گرش وین اولین تلویزیون تمام الکترونیکی در لوس آنجلس شروع به کار کرد .
CA توسط پخش دن لی . تاریخ شروع آنها از 23 دسامبر 1931م در W6XA0 که بعدا KTSL شد . اصولا تجهیزات مکانیکی استفاده شد ، ولی در ژوئن 1936 سرویس 300 خطه تمام الکترونیکی راه اندازی شد . در سال 1932 برنامه BBC راه اندازی شد که از سیستم 30 خط استفاده می کرد ، این پخشها تا 11 دسامبر 1935 ادامه داشت . در 21 نوامبر 1936 ، BBC شروع به پخش سیستم دو طرفه نمود . شش ماه بعد ، انجمن شهر بیان کرد که تصویر الکترونیکی EMI مارکونی ، برترین تصویر گرفته شده است و آنها را یک نمونه استاندارد انتخاب کردند . این سرویس به عنوان اولین سرویس تلویزیون عمومی منظم و با محدودیت بالای جهانی نامگذاری شد .